احمد بن محمد ميبدى
241
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
كرديد و برداشتيد ، آسمانها و زمين برميدند و از بيم ناتوانى و تقصير بگريختند و به خداوند زنهار خواستند و شما خداوند را بر پذيرفتن آن اجابت و به قبول آن پاسخ گفتيد . . . . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا . آيه . گروهى گفتند پيمانى كه خداوند با آدميان بست و آنان شنيدند و اطاعت كردند اين بود كه سود و زيان آنان را بخريد و بهشت به آنان عوض داد و قرآن بر آنان حجت كرد تا خدمت كنند ، و به روز گرم روزه دارند و به شب تاريك نماز گزارند ، بجان و مال حج و جهاد كنند ، بيماران را عيادت نمايند ، درويش را بپرسند و مالهاى ايشان را خريدار ، تا از سود فراوان اندكى بخشند و از مايهء آن صدقه و زكات دهند و برهنه را بپوشند ، گرسنه را سير كنند ، درماندهاى را دست گيرند . چون ايشان اين پيمان بجا آرند ، تا در اين جهان باشند آنان را نكو دارم و هنگام مرگ يارى دهم و در قيامت روسفيد گردانم و از فزع اكبر در امان دارم و عيبها را بپوشانم و از گناهان اندر گذرم و حجاب بردارم و ديدار باقى كرامت كنم . 8 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ . آيه . بندگان من ، از بهر من گواهى دهيد تا من نيز از بهر شما گواهى دهم ، گواهى دهيد امروز كه من آفريننده و پروردگار شما هستم ، تا فردا گواهى دهم كه شما بندگان و برگزيدگان من هستيد ، به وفا و عهد بازآئيد تا به وفا و عهد با شما بازآيم . 12 - وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ . آيه . در اسرائيل نقيبان دوازدهگانه بودند كه در همه حال پيشروان و برگزيدگان قوم و مرجع آنان بودند و در اسلام چهل نفر بديل و هفت نفر امين و سه نفر خليفه و يك نفر قطب هستند كه جانشينان امامند و قطب هر زمان عارف به همه آنها است و كسى را معرفت به او نيست و او پيشواى اولياء و بهترين افراد خلق است « 1 » . 13 - فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ . آيه . آنگاه از بندگان گله كرد كه من وفاى به عهد كردم و ايشان نقض آن كردند و به وفا بازنيامدند ، همه را لعنت دادم ، اندكى شاكر يافتم ، همه را پند دادم ، اندكى پندپذير يافتم ، همه را خواندم اندكى جوابگو يافتم ! آنان كسانى هستند كه خداوند منّان ، در وادى عنايت ، شمع رعايت ايشان افروخته و در دبيرستان ازل ، ايشان را ادب صحبت آموخته . چون خداوند منّان ، بندهاى را سزاوار نيكى داند ، او را به نظر خويش بيارايد تا حق را از باطل بشناسد بينا كند تا به نور او بيند ، شنوا كند تا پند او نيوشد ، راست دارد تا گمان و شك در او نياميزد ، به بوى وصال خوش كند تا در آن مهر دوست رويد ، و بنور خويش روشن كند تا از آن با وى نگرد ، به صيقل عنايت بزدايد تا در هرچه نگرد او را بيند ! آن را كه به لطف خويش حق بگزيند * بر باطن او گرد جفا ننشيند نيك و بد اغيار ز دل برچيند * در هرچه نظر كند نظارهء حق بيند [ آيات 26 - 15 ] تفسير لفظى 15 - يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ . اى جهودان و اى ترسايان ، فرستادهء ما به سوى شما آمد و بسيارى از چيزها ( در تورات و انجيل ) كه پنهان داشتيد براى شما روشن ساخت و آنچه در شما شك بود آسان كرد و فراگذارد و از طرف خداوند روشنائى و كتاب پيدا و آشكار ( قرآن ) براى شما آمد .
--> ( 1 ) شرح اين كسان در تفسير آيهء 59 سورهء نساء گذشت .