احمد بن محمد ميبدى

228

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

دور شو كه انديشهء سينهء على كمتر از اثر خورشيد در فلك نباشد ، اگر فلك را از بهر كار در گردش آورده‌اند ما را نيز براى كارى در روش آورده‌اند ، كسى كه دقيقهء او حقيقت و ثانيهء او آيت بود و اسطرلاب او دل او بود ! انديشهء او كم از رأى تو نباشد ، همين امروز من به جنگ خواهم رفت و مرا به فراست معلوم شده كه از لشكر من كسى كشته نشود و اگر كشته شوند به ده نفر نرسند ولى از لشكر دشمن ، ماندگان به ده نفر نرسند ، چون جنگ در گرفت سرانجام كه شماره شد ، كشته‌هاى لشكر على به ده نفر نرسيد و از فراريان و ماندگان لشكر دشمن كه شماره كردند از نه نفر زيادت نبود . 148 - لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ . آيه . سخن به بدى گفتن در وصف خالق پسنديده نيست و در وصف مخلوق هم سخنى كه تو را در شرع دستور نيست ناروا است ، كه آن از بىحرمتى و بىوفائى رود و مايهء بدعت و اين يكى عين معصيت است ، لكن سخن ستم‌ديده درباره ستمگر چون بدستور شرع است روا باشد ، چون آن سخن بد نيست ، و نام بدى بر او از جهت كيفر و سزا است كه جزاى بدى بدى است ، اما چون مرد مردانه بود سزاى بدى را بدى ندهد و داند كه بخشودن نكوتر است كه خداوند فرمود : هركس ببخشد و اصلاح كند پاداش او با خدا است . 149 - إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ ، آيه . خير آشكار اشارت است به احكام آداب شريعت و خير پنهان اشارت است به تحقيق احكام حقيقت و بخشودن بدى اشارت است به تحصيل محاسن اخلاق كه هرك را آن همه حاصل گشت ، خداوند او را به مطلوب خويش مىرساند . 153 - يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ . آيه . چه بىخود و بىحرمت بودند آن گروه كه ديدار خدا را مىخواستند و آنگاه گوساله مىپرستيدند ! كسى كه گوساله معبود او است ، كى روا باشد كه حق مشهود او بود ؟ از اين سؤال ، آنان را جز خوارى و مذلّت نيامد و جز بيگانگى آنان نيفزود ، از آنكه ديدن خدا را نه بر وجه تعظيم خواستند و نه بر موجب تصديق و نه بر غلبهء اشتياق ! درصورتىكه نيكان امّت مصطفى چون در آرزوى ديدار حق بسوختند و از تعظيم و اجلال آنچه در دل داشتند بر زبان نياوردند ، لاجرم خداوند مرهم دل ايشان را گفت : شوق نيكان به ديدار من به درازا كشيد درحالىكه شوق من به ديدار آنان بيشتر است ! . . . وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً . آيه . اين سلطان مبين ، قوّت دل بود و كمال حال ، كه طاقت شنيدن سخن حق بىواسطه داشت ! لطيفه : از موسى پرسيدند از كجا دانستى كه حق با تو سخن مىگويد ؟ گفت نور الهى و آثار عزت و جبروت و كبريائى احديّت مرا فراگرفت ! دانستم كه حق با من سخن مىگويد . پس خداوند ، چنان كه موسى را درين جهان در شنيدن سخن حق سلطان مبين داد ! به امّت محمّد در جهان ديگر ، در ديدار حق سلطان مبين داد ! [ آيات 169 - 159 ] تفسير لفظى 159 - وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً . از اهل كتاب هيچ‌كس نيست ( كه فرود آمدن عيسى را از آسمان دريابد ) مگر كسى كه به وى بگرود پيش از مرگ او و روز رستاخيز بر آنها گواه باشد ( كه رسالت را تبليغ و به بندگى خود نسبت به خدا اقرار كرده است ) . 160 - فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ