احمد بن محمد ميبدى

220

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً . نه به آرزوهاى شما ، و نه به آرزوهاى اهل كتاب است ( يهود و نصارى ) كه خود را و دين خود را برتر مىدانند ( بلكه آرزوهاى درست به عمل صالح است ) و هركس كار بدى كند كيفر آن را يابد و اينان جز خداوند كارسازى و يارى را نخواهد يافت ! 124 - وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً . كسانى كه كارهاى نيك كردند چه مرد و چه زن چون با ايمان باشند همگى داخل بهشت شوند و به اندازه پوست هستهء خرما به آنها ستم نخواهد شد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 117 - إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً . آيه . عزيز است خداى يگانه ، كردگار داننده ، بىشريك و بىانباز ، بىمانند و بىنياز ، در كردگارى قدير ، در كاردانى بىمشير ، در پادشاهى بىوزير ، در خدائى بىنظير ، احوال بندگان را مدبّر ، كارهاى عالم را مقدّر ، نه در تدبير او سهو آيد ، و نه در تقدير او لغو آيد ، يكى را به آب عنايت شسته و چراغ معرفت وى از نور اعظم برافروخته و راهش روشن كرده . يكى را به تيغ هجران خسته ، و نمودهء شيطان بر او آراسته ، در پى بتان داشته كه نمىخوانند غير خدا را ، جز مادگان و جز شيطان راندهء درگاه ! عجب كاريست كسى تراشيدهء خود بپرستد ، يا مصنوع خويش را به معبودى گيرد ، اگر به جز خدا معبودى روا بودى ، كافر معبود بت بايستى ، نه بت معبود كافر ! زيرا كه بت مصنوع كافر است و او صانع و چون كافر كه صانع بت است و با اراده و عقل و اختيار است ، دعوى معبودى نمىكند ! پس محال باشد بتى كه نه حيات دارد ، نه گوش شنوا ، نه چشم بينا ، نه عقل و نه اختيار و نه اراده ، معبود باشد ! در آغاز اسلام بر كافران هيچ‌چيز سخت‌تر از آن نبود كه محمّد مصطفى گفتى : خداى عالم يكى است ، كردگار جهان يكى است ، آنها مىگفتند : آيا چند خدا را يك خدا مىداند ! چگونه ممكن است همه كارهاى جهان را يك خدا اداره كند ؟ ما در مكّه 360 بت داريم و كار مكّه تنها نمىتوانند راست داشت ! خداوند با حجت جواب داد كه او خداوندى است كه شب تاريك آفريد و روز روشن ! و آفتاب درخشيده و ماه تابنده و رخشنده ! چه عجب اگر خالق همه آنها را يكى بسنده و قدرت او همه جهان را بسنده ! خواجه كه بنده‌اى دارد و يا مخلوقى دارد ، همه ملك او باشند و روا نباشد كه او ملك بنده‌اش باشد ! چنان كه خداوند فرمود : بت ملك من ، زمين ملك من ، ملك من چگونه شود انباز من ! و در قرآن چند جا از عيبهاى بتها فرموده كه : آيا آنها دست و پا دارند يا گوش شنوا و چشم بينا دارند ؟ كسى كه صفت كمال ندارد خدائى را چون شايد ؟ جاى ديگر فرمود : اين بتها نمىتوانند پشه‌اى بيافرينند ، جاى ديگر : و حتى آنها را مىخوانيد ، خواندن شما را نمىشنوند و اگر فرضا بشنوند اجابت نتوانند ! 119 - وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ . آيه . حوالت ضلالت و گمراهى كه بر ابليس آمد از روى سبب آمد ! ورنه خود ابليس را ابليس كه بود ؟ بلى وسوسه مىنمايد كه پيشه وى اين است ، آنگاه از پى وسوسه ، ضلالت آفريند كه ضلالت و هدايت و سعادت و شقاوت همه از خدا است ، كه هركس را او رهنمائى كند راه يافته و هركس او را گمراه كند راه گم كرده است ! آنگاه عاقبت هر دو را بيان كرد و فرمود : آنان كه گمراه شدند جايشان دوزخ و آنان كه راه يافته شدند جايشان بهشت جاويدان است و اگر كسى گويد : حكمت آفرينش ابليس چيست ؟ جواب اين است كه : حضرت على ( ع ) فرمود : اگرنه ابليس بودى ، بوى محبّت و مودّت از دل مؤمن كى دميدى ؟ و نور معرفت