احمد بن محمد ميبدى

218

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً . بسيارى از رازگوئى آنها نيكوئى ندارد جز آنكه آن رازها فرمان نفقه دادن يا كار نيك كردن يا اصلاح بين مردمان باشد و هركس از اين سه كار ، به قصد خشنودى خداوند كند ، ما مزد بزرگى به او خواهيم داد . 115 - وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً . و هركس با فرستادهء من مخالفت كند پس از آنكه راه راستى بر او روشن شد و راهى غير از راه مؤمنان پيروى كند ، ما او را فرا آن كنيم كه خواسته و فرا آن دهيم كه پسنديده و او را به دوزخ بسوزانيم و بد بازگشت‌گاه است . 116 - إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً . خداوند شريك قرار دادن براى خود را هرگز نمىآمرزد و غير از شرك ، گناه هركس كه بخواهد مىآمرزد ، و هركس به خدا شرك آورد و براى او انباز گويا شود گمراه شده و گم‌گشتهء دورى از هدايت است ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 110 - وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً . آيه . خداوند جهانيان در اين آيت بر بندگان توبت عرضه مىدارد و اميد عفو مىدهد و بيگانه را از بيگانگى و گناهكار را از گناه باز مىخواند و همه را به كرم خود اميدوار مىسازد ، به بيگانه مىگويد : اگر از كفر بازايستند ، خداوند گذشتهء آنان را مىبخشد و گناهكار كه عذرى به زبان آرد و پشيمانى در دل آرد ، بجاى هر بدى آنها نيكى نويسند ، كريم است خداوندى كه پيوسته بندگان را با خود مىخواند و لطف مىنمايد و عيب مىپوشاند و عطا مىدهد و از بار گناه مىكاهد ، اين همه بدان معنى مىكند كه بندگان از گناه كردن بازگردند و خدا را اجابت كنند و بهره‌ور شوند و نيك خدائى او را دريابند ، و نيك خدائى او آنست كه به آنان توفيق دهد تا دريابند و بنمايد تا ببينند و برخواند تا بيايند . 111 - وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً . آيه . اين آيت اشارت است كه خداوند از طاعت مطيعان بىنياز است و از معصيت عاصيان پاك ، نه از طاعت آنان وى را پيوندى درمىيابد و نه از گناه آنان ملك وى را گزندى رسد ، بنده اگر نيكى كند و طاعت آرد ، تاج كرامت و عزّت است كه بر فرق روزگار خويش مىنهد و اگر گناه كند ، قيد خوارى و مذلّت است كه بر پاى خويش نهد . 112 - وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً . آيه . هركه عيب و عار خود را بر ديگرى بندد ، خداوند او را در نظر مردم رسوا كند و بر درجهء آن كس كه بىگناه است بيفزايد . آرى ، اين عيب و هنر نه در توان و فعل آدمى است بلكه از روزگار قديم و در عالم ازل بوده كه هركس به نظافت ايمان و طاعت پاك گشت ، از آن سبب است كه در ازل او را پاك كردند ( يعنى استعداد پاك شدن داشت ) و آن كس كه به پليدى شرك و گناه آلوده گشت هم در ازل ( بسبب عدم استعداد ) آلوده و پليد گشته است . 113 - وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ . آيه . منّتى است كه خداوند بر پيغمبر مىنهد و تفضّل خود را بر او اظهار مىكند و او را در پردهء عصمت مىدارد و دست دشمن از او كوتاه مىكند و به خصايص و فضائل ازلى او را مىآرايد و مىستايد . 114 - لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ . آيه . بهترين كارهاى بندگان سه چيز است كه در اين آيت ذكر شده : صدقه ، معروف ، اصلاح ميان مردم ، و بهترى اين سه عمل ازاين‌رو است كه خوبى آن به ديگران هم مىرسد زيرا عجب نيست