احمد بن محمد ميبدى

217

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

مؤمن است . و گفته‌اند نمازگزار را هفت كرامت است : هدايت ، كفايت ، كفّارت ، رحمت ، قربت ، درجت ، و مغفرت . اول قدم از شرك بىنمازى است كه خداوند روز رستاخيز به دوزخيان مىگويد : چه شما را به اينجا افكند ؟ مىگويند ما از نمازگزاران نبوديم . هركس اين پنج نماز را بوقت خويش و با شرط بخواند ، خداوند او را ثواب جمله اصول شرايع دهد . و هيئت نماز چهار است : قيام و ركوع ، سجود و قعود ، حكمت آن اين است كه جملهء موجودات بر چهار شكلند : بعضى ايستاده‌اند چون درختان ، بعضى كمان مانند هستند و خم شده چون ستوران ، بعضى روى بر خاك نهاده چون حشرات ، و برخى بر زمين نشسته چون گياهان و خدا فرمود بندهء مؤمن بايد اين چهار هيئت را بجا آرد تا ثواب پرستش همهء خلق داشته باشد . اينكه خداوند نمازها را در ركعتهاى مختلف فرمود ، از آن جهت است كه بنده داراى دو قسمت است : يكى روان و ديگرى تن ، پس نماز دوگانه ، شكر روح و جسم است ، و در باطن آدمى سه گوهر است : اول دل دوم عقل سوم ايمان . نماز سه ركعتى شكر اين سه خصلت است . و باز چون تركيب آدمى از چهار طبع اصلى است نماز چهارگانه شكر اين چهار طبع است ( سعدى آنها را چهار طبع مخالف سركش نام نهاده ) و چون مؤمن از همه مطيع‌تر است و كار وى شريف‌تر ، و درجهء وى نزد حق رفيع‌تر ، بايد به شكرانهء آن همه نعمت ، 17 ركعت نماز گزارد ! هر عبادتى كه بندگان آرند و هر ذكرى كه فرشتگان كنند جمله در دو ركعت نماز جمع است : از جهاد و حجّ و زكات و روزه ! بدين‌گونه كه چون مجاهدين راه حق به جنگ روند ، نخست صف بندند و مبارزت كنند ، اين جهاد است ، چون در جنگ با دشمن جولان كنند و چشم خيره كند و تكبير گويند و در نماز هم احرام و احلال است ، پس اين مانند حج است - و چون زكات پاكى مال است از پليدى ، پس چون مؤمن غسل كند يا وضو گيرد به‌منزلهء زكات است و چون از خوردن و آشاميدن در نماز ممنوع است اين روزه است . [ آيات 116 - 110 ] تفسير لفظى 110 - وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً . هركس كار بدى كند يا بر خود ستم كند پس از آن از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد يافت . 111 - وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً . و هركس گناهى كند ، آن گناه بر تن خود كند و خداوند دانا و راست دانش است . 112 - وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً . هركس خطائى كند يا بزهى مرتكب شود و آن را به آدم بىگناهى نسبت دهد ، هرآينه بهتان و گناه ويژه‌اى آشكارا مرتكب شده است . 113 - وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً . اگر فضل الهى شامل حال تو نبود ( اى محمّد ) گروهى از جماعت ( منافقان و كافران ) قصد گمراهى تو داشتند و به تو هيچ زيانى نخواهند رسانيد و خداوند بر تو قرآن و دانش راست فروفرستاده و چيزى را كه نمىدانستى به تو آموخته و تفضّل خداوند بر تو بزرگ و هميشگى است . 114 - لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ