احمد بن محمد ميبدى

198

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

55 - فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً . از ايشان كسانى بودند كه ايمان آوردند و كسانى هم بودند كه از ايمان برگشتند و ناگرويدگان را آتش دوزخ بس است . 56 - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً . كسانى كه به آيات و نشانيهاى ما كافر شدند به زودى آنان را به آتش سوزان برسانيم و هر قدر كه پوستهاى آنان پخته و سوخته شود پوست تازه‌اى بدل آن كنيم تا مزهء عذاب را بچشند كه خداوند توانا و دانا و با عزت است . 57 - وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا . كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك كردند آنان را به بهشت جاويدان كه آبها از زير درختان آن جارى است ، وارد مىسازيم و آنان را جفتهاى پاك و بىعيب است و آنها را در سايهء خنك درآوريم . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 48 - إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ . آيه . شرك دو گونه است شرك عام و شرك خاص ، شرك عام بزرگتر ، و شرك خاص كوچكتر است و شرك بزرگتر آنست كه كردگار عظيم و صانع قديم را شريك گويند ، او را مانند و همتا دانند يا به چيزى از خلق مانند كنند ! اين‌گونه كسان خداپرست نيستند بلكه آنان بت‌پرستند ! چه كه اعتقاد درست و دين پاك آنست كه خداى جهانيان و آفريدگار همگان پاك و منزه از انباز و از جفت و از فرزند دانند ، كه نه خود زاد و نه كس او را زاد ، از حدوث و تغيير و ولادت آزاد ، از هر عيب مقدس و مبرّا ، در صفت پاك ، در صنع زيبا ، در گفت شيرين ، در مهر تمام ، در صفت از عيب پاك و در كردار از لغو پاك ، و در گفت از سهو پاك و در مهر از ريب پاك ، خدائى كه از اوهام بيرون و كس نداند كه چون ، خدائى را سزا ، و از عيبها جدا و در ذات و صفات بىهمتا ، هرك را اين اعتقاد باشد از شرك اكبر برست و به ايمان پيوست . اما شرك كوچكتر دو گونه است براى دو گروه : مؤمنان را ريا در عمل است و ترك اخلاص در عمل ، و عارفان را التفات و توجه در عمل است و طلب خلوص به آن و اثر اين‌گونه عمل‌ها اين است كه ايمان مؤمنان كاسته شود و در يقين آنان خلل راه يابد و در روشنائى بر وى دل آن بسته شود ، كه مصطفى فرمود : من براى امّت خود از شرك كهن مىترسم ! پرسيدند : آن كدام است ؟ گفت : آنكه عمل كند و در عمل او ريا باشد ! نيز در آن معنى در جاى ديگر مصطفى فرمود : براى امت خود مىترسم اگر شرك آرند ! نه آنكه بت‌پرستند ، يا آفتاب و ماه‌پرستند ، ليكن مىترسم كه عبادت به ريا كنند و خلق را با خود در آن عمل شريك سازند ! كه خداوند فرموده : هركه عملى كرد و ديگرى را با من در آن انباز گرفت ، من از همهء انبازان بىنيازم و جملهء آن عمل به انباز دادم . حضرت على امير مؤمنان مردى را ديد سر در پيش افكنده يعنى پارسايم ! او را گفت : اى جوان‌مرد ، اين پيچ كه در گردن دارى در دل آر ، كه خداى در دل مىنگرد ، پس بدان كه در روز رستاخيز رياكاران را گويند : نه شما آنيد كه متاع دنيا به شما ارزانتر فروختند ؟ نه آنيد كه مردمان بر در سراى شما ايستادند ؟ نه آنيد كه ابتدا بشما سلام كردند ، اين‌ها در جزاء اعمال شما بود كه بشما رسانيديم و امروز ديگر شما را حقى نماند . سفيان ثورى عارف معروف و بزرگوار را گويند : روزى در خانهء وى هيچ خوراكى نبود ! آخر روز مردى دو بسته