احمد بن محمد ميبدى
160
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
اثر فضل ما بود كه آدم صفى را بركشيديم و بنواختيم و بىسابقهء طاعت با وى كرامتها كرديم و علم داديم و مسجود فرشتگان كرديم و آن زلّت كه از وى برفت از او درگذشتيم و عذر بنهاديم . و نشان عدل ما بود كه ابليس نوميد را از درگاه برانديم و به آن سرفرازى كه كرد و كبرى كه آورد ، عبادت چندين هزارساله او را بباد داديم و رقم كفر بر او كشيديم . همچنين اثر فضل ما بود كه نوح را از دست دشمن و زخم آنان برهانديم و از بهر وى كشتى ساختيم و از عذاب توفان ايمن كرديم ! و نشان عدل ما بود كه قوم نوح را يكبارگى به آب بكشتيم و بسيط زمين را از پليدى كفر بشستيم ، اثر فضل ما بود كه ابراهيم را به دوستى گرفتيم و پدر پيامبران و ملتها قرار داديم و آتش را بر وى گلستان كرديم ! و از عدل ما بود كه نمرود طاغى را از خود برانديم و چون خواست كه قربان كند دست ردّ به سينهاش زديم و نپذيرفتيم و همچنين موسى را به فضل خود هم سخن خود كرديم و هم راز خويش نموديم و فرعون را به عدل خود تخت و تاج در ربوديم و او را با جمله قبطيان به آب بكشتيم . نيز از فضل ما بود كه فرزند يتيم و صدر دولت بو طالب را مقام محمود داديم و عرش عظيم را منزلگاه او كرديم و لقاء و رضاء و شفاعت امّت را تحفهء او ساختيم و از عدل ما بود كه ابو جهل و جمله صناديد قريش را به اسفل سافلين فروبرديم ! و نقاب عزّت از چهرهء اسلام فروگشوديم و بسيط زمين را به جمال شرع نبوى و رسالت محمّدى بياراستيم و جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ گفتيم . جز به دست و دل محمّد نيست * حلّ و عقد خزينهء اسرار در طريق رسول دستآويز * بر بساط خداى پاىافشار 138 - هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ . آيه . خداوند مىگويد : آنچه كرديم از كرامت وجود است و آنچه نموديم از نواخت و سياست ، همه را به اين سبب كرديم تا مردمان بدان عبرت گيرند و دانايان پند پذيرند و زيركان دريابند و هوشياران در هوشيارى بيفزايند و غافلان از غفلت باز گردند ، گهى در قهر خدا نگرند گهى در لطف او نگرند فضل و عدل او را انديشه كنند نواخت پيمبران و كرامت به دوستان را ياد كنند و چون گل پربار بشكفند و از هلاك متمرّدان و خسران طاغيان برانديشند و چون نمك در آب بگدازند ! ! 139 - وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا . آيه . مىگويد : هيچ اندوه مداريد و هيچ غم مخوريد و خود را خوار و حقير مشماريد كه برترى و مهترى شما را سزد كه عهد من داريد و به ياد من نازيد ! پير طريقت در مناجات گفت : الهى چه غم دارد او كه تو را دارد ، كرا شايد او كه تو را نشايد ؟ آزاد آن نفس كه به ياد تو يازان ، و آباد آن دل كه به مهر تو نازان ، و شاد آن كس كه با تو در پيمان است . [ آيات 150 - 144 ] ( تفسير لفظى ) 144 - وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ . نيست محمّد مگر فرستادهاى از مردمان كه پيش از او فرستادگان فراوان گذشتند ! آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، شما به پس باز بر مىگرديد ؟ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ و هركس به ردّ و عقب خويش بازگردد ، به هيچ چيز خداى را نگزايد و زيانى نرساند و خداوند سپاسگزاران را مزد خواهد داد . 145 - وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا . و نبوده و نيست هيچ نفس را كه