احمد بن محمد ميبدى
128
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
17 - الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ . . آيه . جوانمردانى كه به دل شكيبايانند بر فرمان حق ، به روح راست روانند در عهد با حق ، به تن فرمان برانند در حقّ حق ، به مال هزينهكنانند در راه حق ، به زبان آمرزش خواهانند از كرم حق ! بر بلاها صبر كنند و شكوى بگذارند و از دنيا و عقبى روى برتافتند تا به مولى رسيدند . راست گفتند تا در روش آمدند ، راست رفتند تا منزل بريدند ، راست انديشيدند تا به مقصد رسيدند . جامهء فقر پوشيدند ، بر در سراى كرم دست نياز برداشتند و گفتند : تا نگشائى نرويم ! تا ننوازى برنگرديم ، گاه در سجود و گاه در قيام گاه با بيم و گاه با اميد ! بخت از در خان ما در آيد روزى * خورشيد نشاط ما برآيد روزى و از تو بسوى ما نظر آيد روزى * و اين انده ما هم به سر آيد روزى وَ الْمُنْفِقِينَ . . آيه . گه مال بازند و گاه حال ، گه تن بازند و گاه جان ، مال در راه دوست ، حال در كار دوست ، تن در جستن دوست ، جان در ديدار دوست ! ما را همه هرچه هست ايثار ، تو راست * گوش از قبل سماع گفتار ، تو راست ديده نظر جمال بسيار ، تو راست * جان و دل و دين نثار ديدار ، تو راست . . . وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ . . آيه . تا در روش باشد ، آنسان باشد صفات ايشان ، و چون به كشش رسند آمرزش خواهند و از آن شواهد خوف و رجا و صدق و صبر استغفار كنند ! از اينجا است كه مصطفى فرمود : من روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكنم ، چون از معرفت بگذرند و فراگذارند ، تا به معروف رسند ، و از دوستى برتر شوند تا دوست بينند . 18 - شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . . آيه . خداوند خود را گواهى داد و خود را ستود به سزاى خويش از صفت خويش ، در كلام خويش خبر داد از وجود خويش ، آنگاه كه نه عالم بود نه آدم ، نه هوا نه فضا ، نه خشكى نه دريا ، نه روشنائى نه تاريكى ، نه فهم نه فرهنگ ، نه وفاق نه نفاق ! در آن حال ، خداوند به جلال خويش ، به قدر خويش ، به كمال و عزّت خويش سخن گفت و به يكتائى خويش گواهى داد ! امروز همان است كه بود و جاويد همان ، هرگز نبود كه نبود و هرگز نباشد كه نباشد ( ازلىّ ابدىّ ) برتر از هر چيز به بزرگوارى ، بالاتر از دريافت چون ، و از قياس و وهم بيرون و پاك از گمان و پندار و ايدون ! در ذات لطيف تو ، حيران شده فكرتها * بر علم قديم تو ، پيدا شده پنهانها . . . وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ . . آيه . بنگر كه شرف فرشتگان و دانشمندان بس شگرف است كه خداوند گواهى آنان را با گواهى خود پيوند داد ، نه از آن جهت كه گواهى به يكتائى او از گواهى مخلوق پيوندى درمىيابد ! نى نى ! كه عزّت وى وى شناسد ، و عزّت وى احديّت وى داند ، و كبرياء وى عزّت وى شناسد . 19 - إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . . آيه . دين پسنديده كه خداى را با آن پرستند و به حكم آن وى را اطاعت كنند و رضاى او را جويند ، دين اسلام است و آن را سه منزل است : اوّل منزل ، اعتراف حفظ جان و مال ، كه شمشير از گردن كسان بردارد و مال آنها را نگه دارد ، چه موافق چه منافق . دوّم منزل ، اعتقاد درست و پيروى احكام و سنّت ، سوّم منزل ، تسليم و استسلام است كه اين غايت كار و نهايت حال است و پسنديدهء خدا ، چه كه خود را بر درگاه عزّت حق افكندن و او را منقاد و مطيع بودن و به حكم وى راضى شدن و به آن اعتراض نياوردن و از آن اعراض نكردن و آن را شكوه داشتن ، آخرين درجهء منزل سوّم اسلام است !