احمد بن محمد ميبدى

125

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

فداى تن خويش كنند تا خود را به آن باز خرند و از عذاب خدا برهند ! از ايشان پذيرفته نشود ، خواه آن انفاق در راه درويشان باشد و خود در راه مصالح همگان ! از بهر آنكه عبادت مالى در درجهء سوّم است ، نخست بايد عقيدتى صاف باشد پس از آن عبادت بدنى و سپس عبادت مالى است ، و كافران را نه اعتقاد است نه عبادت بدنى ، اين است كه عبادت مالى ، ايشان را سود ندهد . باز بندهء مؤمن دلى دارد معتقد ، زبانى دارد موحّد ، اركانى دارد متعبّد ، پس اگر با اعتقاد دل و ذكر زبان و تعبّد اركان ، صدقه‌اى دهد يا به وجهى از وجوه خيرات خرجى كند ، اگرچه شبهت را در آن مدخل بود ! اميد است كه چون بدرقهء آن اعتقاد است ردّ نشود و شگفت آنكه اگر با صفاء اعتقاد كارهائى از آدمى خيزد كه از ديوان و مال برنخيزد باز اميد ثواب است . [ آيات 15 - 14 ] ( تفسير لفظى ) 14 - زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ . مردم را برآراستند به دوستى خواهشها و آرزوها از زنان و پسران و قنطارهاى پر از زر و سيم و اسبان زيبا و نشان‌دار و نيكورنگ و چهارپايان و كشت‌زار ، اين است برخوردارى از كالاى اين جهان ، و نزد خداوند عاقبت نيك و بازگشت نيكو است . 15 - قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ . بگو آيا بشما خبر دهم به بهتر از آنچه بهرهء كافران است ؟ براى كسانى كه از شرك بپرهيزند ، نزد خدايشان بهشتها است كه نهرهاى آب در آنها جارى است و در آن جاودان ، و جفتهاى پاك داشته و خشنودى و پسند از خداوند دارند كه او بينا و دانا به بندگان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 14 - زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ . . آيه . مصطفى فرمود : چون خداوند بهشت آفريد ، جبرئيل را گفت : نگاه به اين بهشت كن و ببين كه من چه ساخته و آفريده‌ام و دوستان خود را در آنجا ببين . جبريل رفت و آن بهشتهاى آراسته با ناز و نعيم بىنهايت ديد و در آن طرب‌گاه در جوار اللّه دوستان و عزيزان را ديد ، عرض كرد : خدايا هركس صفت اين بهشتها را بشنود قصد طاعت دارد كه بوسيلهء آن در آنها داخل شود ، ليكن پروردگار عالميان هرچه دشوارى و رنج بود ، گرداگرد راه بهشت فراهم ساخت تا هركه قصد رسيدن به آن دارد آن مرحله‌ها را بپيمايد ! شيخ انصارى گفت : من چه دانستم كه مادر شادى رنج است ! و زير ناكامى هزار گنج است ! من چه دانستم كه صحبت تو مهينهء قيامت است و عزّ وصال تو در ذلّ حيرت است ! جان و جهان كعبه جائى خوش است ، آسايشگاه اولياء و قرارگاه صدّيقان است ، اما باديهء مردم‌خوار و جان‌گداز در پيش دارد ! فرسنگ فرسنگ بايد پيمود تا خود كرا جست ، تا آن راه‌ها را طى كند و به كعبهء مراد برسد ! عالمى در باديهء مهر تو سرگردان شدند * تا كه يابد بر در كعبهء قبولت بردبار ؟ پس چون راه بهشت بر ناكامى و بىمرادى نهاد ، جبرئيل را فرمود : تا چه بينى ؟ جبرئيل آن راه‌هاى پرخطر را