احمد بن محمد ميبدى
100
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
و اول كسى كه نماز پسين ( عصر ) گزارد يونس بود كه چون از نرسيدن عذاب به قوم خود ناشكرى كرده بود ، گرفتار خشم خدا شد و به زندان شكم ماهى رفت ! پس از عفو الهى و بخشش خدائى ، چون از شكم ماهى بيرون شد ، خود را از اين چهار تاريكى رها و رسته ديد : تاريكى لغزش ، تاريكى شب ، تاريكى آب ، تاريكى شكم ماهى ! و به شكرانهء رهائى از آن چهار تاريكى ، چهار ركعت نماز گزارد . و اول كسى كه نماز شام گزارد عيسى ( ع ) بود كه بىپدر به وجود آمد ، در شكم مادر تورات و انجيل خواند و در گهواره سخن گفت ! به شكرانهء اين سه نعمت ، سه ركعت نماز شكر بجا آورد ، به ركعت اول نفى خدائى از خود كرد و به ركعت دوم اثبات خدائى در دو كتاب آسمانى كرد ، و به ركعت سوم اقرار به يگانگى خدا كرد ! و اول كسى كه نماز شام خواند موسى بود كه نواختهء خالق بىعيب و مخصوص تحفهء غيب ، و مزدور شعيب بود ! چون مدت چوپانى سرآمد انديشهء وطن كرد ، شب فرا رسيد ، باد تند وزيد ، باران گرفت و برق جهيد ، گرگ در گلّه افتاد ، و عيالش را درد زه خاست ، سرگردان در آن وادى بىپايان ، بىسروسامان به زبان حال مىگفت : به هر كوئى مرا تا كى دوانى * ز هر زهرى مرا تا كى چشانى ! آرى ، بىرنج كسى گنج نديد ، بىاندوه كسى به دولت نرسيد . آنگاه بجانب طور شعاع نور ديد و نداى خداوند غفور شنيد ، كه موسى را چهار غم بود ، غم عيال و فرزند و برادر و دشمن ، ندا آمد اى موسى غم مخور و اندوه مبر كه رهانندهء از غم و برندهء اندوه منم . موسى برخاست و چهار ركعت نماز به شكرانهء چهار نعمت گزارد كه هر بندهء مؤمن اين چهار ركعت نماز گزارد ، به شرط صدق و صفا و وفا و اخلاص ، عيال و فرزند و برادر او را كفايت كند و بر دشمن پيروز شود و از غم و اندوه برهد چنان كه هر چهار نعمت را خداوند به موسى داد « 1 » .
--> ( 1 ) خواب بيدار باش ! روز چهارشنبه 21 شعبان 85 برابر 24 آذر 44 - كه تفسير آيهء حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ - از سورهء بقره آيهء 238 - از روى تفسير كشف الاسرار خلاصه مىكردم راجع به انتساب نماز بامداد به حضرت آدم و نماز ظهر ( پيشين ) به حضرت ابراهيم و نماز عصر ( پسين ) به حضرت يونس و نماز شام به حضرت عيسى و نماز عشا به حضرت موسى كه مىنويسند همهء آنها به شكرانهء شمارهء بلائى كه از آنها دفع شده يا نعمتى كه به آنها رسيده ركعات نمازهاى مذكور را انجام دادند ! در انديشه فرورفتم ! حقيقت اين است كه من در اين انتساب و تحقيق دوچار شك و ترديد شدم زيرا پنج نماز مسلمانها و 17 ركعت آن را در تفسير معراج خوانده بودم كه خداوند بر امّت محمد واجب كرد و پيش از آن به اين كيفيت نمازى مقرر نبوده تا پنج پيغمبر هر يكى يك نماز را بجا آورده باشد ! شب همان روز ( پنجشنبه 22 ) دمادم سحر و اذان صبح خواب ديدم با يك نفر رفيق بزرگوار كه شناسائى او در نظرم نمانده ، راهى را بسوى بيابان مىپيموديم بىآنكه بنده مقصد را بدانم ! همين قدر مىدانم كه روز روشن و هوا كمى سرد و با كمال راحتى و لذت و با كمى شتاب در شعاع آفتاب راه مىرفتيم تا نزديك تپهء بزرگى رسيديم كه آفتاب غروب كرد و رفيق راه مرا تنها گذاشت و رفت ! همينكه من گوشهاى از تپه را دور زدم هوا تاريك و سرد شد ! وحشت وجود مرا احاطه كرد ! خواستم از همان راه كه آمدم برگردم افسوس راه بواسطهء تاريكى گم كردم ، هماندم متوجه شدم كه چشم بىعينك من راه را از چاه نمىشناسد و من عينك را فراموش كرده بودم . در حال سرگردانى و وحشت و نگرانى كه برمىگشتم ، خود را كوركورانه بهپاى تپه رسانيدم كه راه به كلى گم و ناپيدا بود ! ليكن در تمام طول راه برگشتن ، همواره مىديدم كه طرف راست من روشنائى از محلى نمايان است و من پيش خود خيال مىكردم اگر راه به جائى نبردم رو به آن روشنائى روم ليكن مثل آنكه راه آن هموار نبود و پست و بلندى داشت با آنكه چند صد قدم بيش نبود !