مؤلف مجهول

52

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

باز برد . ايزد [ 40 ] تعالى دعاى وى مستجاب كرد و آن حال از وى دفع كرد . اكنون آن فريشته از شرم خداوند تعالى سراندر پيش افگنده است . گويند كه تا قيامت سر برنيارد . اما آن دو فريشته عزا و عزايا . عزا ، آن‌كه هاروت است و عزايا ، كه آن ماروت است . ايزد تعالى ايشان را به زمين فرستاد و فرمان داد كه روز ، به زمين مىشويد ، ميان فرزندان آدم حكم مىكنيد و عدل نگاه مىداريد و سوى جفت و جور ميل مكنيد و شبانگاه باز به آسمان باز آييد . ايشان هم برين حال روزگارى مىآمدند ، و مىشدند تا وقتى زنى را با شوى خصومت افتاد - نام اين زن به تازى زهره بود و به پارسى بيدخت و به زبان عبرى اناهيد 45 - پيش ايشان آمد با شوى خويش . چون چشم ايشان بران زن افتاد ، دل ايشان به دو مشغول گشت . هركسى ازيشان تنها به دل انديشيد اگر اين زن مرا بودى شايستى ، اما با يار خويش نگفت و هريكى ازيشان اين زن را جدا به جدا ، پنهان از يار خويش وعده نهادند كه فردا به نزد من آى تا ترا يارى دهم بر شوى تو . ديگر روز هريكى ازيشان بر وعده به نزد آن زن آمدند . هردو را اتفاق به يك جاى افتاد ، و پس راز خويش با يك‌ديگر بگفتند . چون ايشان با آن زن بنشستند زن آغاز كرد كه من خويشتن به شما ندهم تا آنگه كه شما آن نام بزرگ كه بدان نام به آسمان رويد وز آسمان فرود آييد مرا نياموزيد . شهوت مريشان را اسير خود كرده بود ، آن نام بزرگ او را بياموختند و چيزهايى ديگر ازيشان درخواست كه من روا ندارم يادكردن آن . اندران ساعت كه اين دو فريشته به نزد آن زن بنشستند ايزد تعالى فرمان داد تا درهاى آسمانها بگشادند ، و فريشتگان آسمانها را گفت : فرونگريد تا