مؤلف مجهول
24
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
آمدندى چاره نبودى نضيرى « 1 » مر قريظيان « 2 » را كشتى و قريظى « 3 » مر نضيريان « 4 » را و اين گروه مران گروه را از خانمان بيرون كردندى و آن گروه مرين گروه را بيرون كردندى و چون باز كسى ازيشان به بند [ 18 ] گرفتار شدى و اسير افتادى او را باز خريدندى و گفتندى خداى عز و جل اندر توريت ما را چنين فرموده است . اگر كسى مريشان را گفتى كه چيست اهل دين خود را مىباز خريد گفتندى فرمان چنين است و اگر گفتندى پس يكديگر را چرا مىبكشيد گفتندى پس چكنيم نتوانيم كه مر حلفاى خود را يارى ندهيم . ايزد تعالى بدين معنى « 5 » ايشان را سرزنش كرد و اين قصه ياد كرد « 6 » وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ آن بيرون كردن شما مريشان از خانهاشان « 7 » حرام بود بر شما يعنى باز زد 30 كرده بود شما را و آنگه گفت : أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ شگفتتان نيايد از خود كه به بهرى از توريت بگرويد و كار بنديد به باز خريدن اسيران و به بعضى بىستون و ناخستون شويد به كشتن يكديگر فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ ما مكافاة من يفعل ذلك منكم إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا نكال و عقوبة فى الدنيا باخذ الجزية و قتل بنى قريظة « 8 » و اجلاء بنى النضير « 9 » گفت چه باشد سزاى
--> ( 1 ) . اصل : نظير . ( 2 ) . اصل : قريضيان . ( 3 ) . اصل : قريضيان . ( 4 ) . اصل : نظيريان . ( 5 ) . بالاى سطر : مر . ( 6 ) . حاشيه : و آنگاه گفت . ( 7 ) . بالاى سطر : و كشتن بر شما . ( 8 ) . اصل : بنى قريضه . ( 9 ) . اصل : بنى النظير .