مؤلف مجهول
مقدمه 42
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
ما مى جاى نگيرد » ( ص 24 ) ؛ « گروهى ازيشان مىبپوشاند مر راستى پيش نادانان خود مىنگويند از حديث پيغامبر ما » ( ص 46 ) . مى با فعل آينده : اندر آخر الزمان اين پيغامبر مىپديد خواهد آمد ( ص 12 ) . مى با فعل امر : « ايزد تعلى ايشان را فرمان داد كى روز به زمين مىشويد ، ميان فرزندان آدم حكم مىكنيد و عدل نگاه مىداريد » ( ص 41 ) ؛ « اين عهد با فرزندان خود ببنديد و بگوييد تا با فرزندان خويش و فرزند فرزندان همچونين خبر مىدهيد تا بدان پيغامبر بگروند » ( ص 33 ) ؛ « بگوى آن را كى دشمن جبريل است گو مىباشى دشمن كى دشمنى تو او را زيان ندارد » ( ص 31 ) . حذف ياى اضافت : « ابتدا دشمنى شما با جبريل از كجا افتاده است » ( ص 31 ) . « دلهاشان پر غم است » ( ص 53 ) ؛ « هميشه دلهاشان با سليمن عليه السلم بخصومت مىبود » ( ص 41 ) ؛ « بى از انك شما را مكافات بديهاتان بدهد » ( ص 83 ) ؛ « هربارى كى ترا آرزو عرش گيرد » ( ص 72 ) . تأثير زبان عربى زبان تفسير ما چندان تحتتأثير زبان عربى است كه گمان مىرود شايد ترجمهء تفسيرى عربى باشد ؛ اما در آن اشاراتى وجود دارد كه به وضوح تأييد مىشود كه تفسير ما ترجمه نيست ، بلكه تأليف است . مثلا : « و حسد را بتازى عبارة كردهايم الحسد غم يظهر فيك بما انعم اللّه على اخيك حسد غمى بود كى پديد آيد در دل تو به نيكويى كى پديد آيد بر برادر تو . و عبارتى ديگر بپارسى الحسد جوشش ، و الحرص كوشش ، و الغش پوشش » ( ص 26 ) . تأثير عربى در كتاب تفسير غيرطبيعى نيست ، زيرا اولا خود مضمون كتاب عربى است ؛ ثانيا خود مفسّر علاوهبر عربى با فارسى سروكار دارد . او نخست به عربى فكر مىكند و مىانديشد و به همين دليل عربى بر فارسى او مىچربد . منظورم اين است كه در زبان فارسى معمولا جمله مختوم به فعل است . و اجزاى جمله و متعلقات آن پيش از فعل آورده مىشود ، اما مفسّر ما غالبا فعل را با فاعل