مؤلف مجهول
مقدمه 43
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
در ابتدا قرار مىدهد و بقيهء اجزا يعنى مفعول و ديگر متعلقات را در پايان مىآورد . نمونه : « و مالى بسيار بود مرو را » ( ص 3 ) ؛ همين جمله را در فارسى متداول مىتوان بدينگونه نوشت : و او مالى بسيار داشت . نمونههاى ديگر : « شكفت آمد ايشان را از وى » ( ص 12 ) ؛ « گفتند يا موسى بپرس از بهر ما مر خداوند خود را تعلى » ( ص 4 ) ؛ « اكنون نشانى راستى دادى تو ما را بشدند بجستند يافتند اين گاو برين نشان بنزد جوانى نيكوكار بجاى مادر » ( ص 6 ) ؛ « كم رغبت كنند مردمان به دادن دختر مر ترا » ( ص 6 ) ؛ « كى بگرويدند و بگروند بهستى خداى عز و جل و بفريشتگان و بكتابها و پيغامبران » ( ص 15 ) ؛ « گفت كى مريم رضوان اللّه عليها به زير دار آمد شبى و بسيار مىگريست ؛ و صيد حرم حرام است گرفتن و درختان آن حرام است بريدن و گياه آن حرام است درودن » ( ص 88 ) . تعداد واژههاى عربى در تفسير ما در قياس با شاهنامهء فردوسى بيشتر ، با ترجمهء بلعمى از تاريخ طبرى برابر و از كشف المحجوب [ هجويرى ] كمتر است . در اينجا چند كلمهء عربى كه از چند برگ آغازين تفسير گرفتهايم ، نقل مىكنيم : عقوبت ، نكال ، عبرت ، مسخ ، امر ، نهى ، شريعت ، سبط ، حق ، رضى اللّه عنه ، رحمه اللّه ، عليه السلم ، عزّ و جلّ ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، ان شاء اللّه ، نعلين ، مصلح ، حرفت و ضيعت ، رغبت ، استحلال ، تسبيح و تهليل ، تلقين ، ميراث ، ابليس ، سلام ، امام ، بيعت ، مطيع ، محلت ، ابن عمّ ، منكر ، بعث ، قصّه ، شرح ، علم ، منافق ، توريت ، انجيل ، معنى ، تفسير ، هلاك ، رحم ، يتيم ، خير ، مسلمانى ، عاقلى ، تجارة ، شرط ، عهد ، هجرت ، عرصات ، قيامت ، تعزيت ، دعا ، ساعت ، كافر ، هول ، شبه ، صورة ، بدل ، قرين ، روايت ، رسول ، غلاف ، قرآن ، مشرك ، نصرت ، آخر الزمان ، نعمت ، نسل ، حقيقت ، بغى ، باطل ، نور ، ساطع ، غلبه ، معجزات ، طوفان ، معبود ، مؤمن ، ايمان ، خصومت ، دعوى ، حريص ، عذاب و غيره . نيمهاى از كلمات مذكور مرادف فارسى ندارند و اگر دارند در قياس با عربى چندان نمىچسبند . براى نيمهء ديگر كلمات عربى البته در زبان فارسى مترادفات مناسب وجود دارند . مفسّر ما گاهى براى كلمات بسيار سادهء عربى به