مؤلف مجهول
مقدمه 38
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
كش بايست خورد » ( ص 74 ) ؛ « مرو را از مملكتش » ( ص 33 ) ؛ « اگر آيند بگيرندش و كشند » ( ص 59 ) ؛ « آنچ فرمودش خداوند تعلى » ( ص 64 ) ؛ « مهر فرزندش برخاست » ( ص 68 ) ؛ « پرسيدش » ( ص 27 ) ؛ « حرامست بر وى كى اوى امام مسلمانان گردد » ( ص 67 ) ؛ « و بدوى بگرويد » ( ص 28 ) ؛ « دل من در وى بسته است و بى وى نمىشكيبم » ( ص 21 ) ؛ « و اوى از آسمان جز عذاب نيارد » ( ص 31 ) ؛ « بازگرديد از دين اوى و اندر دين ما اندر آييد » ( ص 53 ) ؛ « فرمان بردار توند » ( ص 86 ) ؛ « نه من دوست توم » ( ص 56 ) ؛ « اللّه خداوند من است و محمد رسول منست و قرآن امام منست » ( ص 53 ) . ضمائر « شان » و « تان » با لفاظ ماقبل پيوسته است . يعنى : « اگر دشمنيشان با جبريل ازين جهت است » ( ص 31 ) ؛ « حسدشان آمد در شكشان آمد » ( ص 25 ) ؛ « اين هم پدرانشان كرده بودند » ( ص 28 ) ؛ « و عذابشان مىكنند » ( ص 44 ) ؛ « بدين جهوديشان اندرز كرد » ( ص 78 ) ؛ « هربارى كى با مشركانشان كارزار بودى » ( ص 25 ) ؛ « و اندكيشان برخوردارى و هم اندرين دنيا » ( ص 71 ) ؛ « وز مغانشان نيز بر زندگانى حريصتر يا بى » ( ص 30 ) . « شگفتتان نيايد از خود » ( ص 19 ) ؛ « اين بتان كه پدرانتان مىپرستند » ( ص 77 ) ؛ « معيشتتان چگونه است » ( ص 68 ) ؛ « حال عيشتان چگونه است » ( ص 69 ) ؛ « و از جاى بركنديم كوهى بر مقدار لشكرگاهتان » ( ص 28 ) ؛ « اندر دلتان اين مقدار خرد نيست » ( ص 12 ) ؛ « بى از انك شما را مكافات بديهاتان بدهد » ( ص 83 ) . اضافت « تان » براى حالتهاى مفرد و جمع به كار رفته است . حروف مر : غالبا به كار رفته است . مثالهاى زير فقط از يك ورق به دست آمده است : « دو عم زاده بود مرو را درويش » ( ص 9 ) ؛ « جز وى مرو را ميراثخوارى نبود ، شبى مرو را بكشت » ( ص 9 ) ؛ « ايزد تعلى بفرمود مر ايشان را » ( ص 9 ) ؛ « خبر ده ما را كى مر ترا كى كشته است » ( ص 10 ) ؛ « و مرو را از ان ميراث او هيچ مده » ( ص 10 ) ؛ « اى كى پنهان كشتيد مر عاميل را » ( ص 10 ) ؛ « گفتيم بر زبان موسى