مؤلف مجهول

146

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

ص 833 - 1543 ؛ داراب‌نامه بيغمى ، ص 13 - 40 . ( 65 ) ص 97 ، س 2 كينه آهنجيدن : انتقام كشيدن ، انتقام گرفتن . و به اين معنى كينه آهيخن يا كين آهيختن نيز آمده است . شاهد از تاريخ گرديزى : « و منوچهر نبسهء ايرج بن افريدون بود « 1 » . . . و با هردو عم حرب كرد و كين جد بياهيخت « 2 » » ( زين الاخبار ، ص 7 ) . اين مثال هم از تاريخ گرديزى است : « و از ايران سپاه كشيد ( كيخسرو ) و به تركستان رفت و كين پدر خويش از افراسياب و همه تركان بياهيخت « 3 » » . كينه آختن و كين آختن نيز به اين معنى آمده است . نگاه كنيد به : گرشاسب‌نامه ، ص 45 - 52 . در ترجمهء تاريخ طبرى چنين آمده است : « من دانم كى او نه حكم خداى داند و نه خواهد و نه سنت پيغامبر صلّى اللّه عليه ، كى او كينه همىآهنجد » ( ص 420 ) . ( 66 ) ص 102 ، س 17 آب عموريه : ظاهرا مراد آب مقدس است كه عيسويان كودكان خود را در آن آب غسل مىدهند . در متن تفسير پاك چنين آمده است : « و باز ترساآن ختنه روا ندارند ، به جاى ختنه فرزند خود را در آب عموريه بشستندى » . آب عموريه در فرهنگها يافت نشد و ظاهرا معموديه درست است . در قصص قرآن مجيد آمده است : « گفتند [ پس ] شعار دين چيست ؟ گفت كودكان را كه بزايند به آب معبوديه بشوئيد . شعار دين اينست چنان كه از عيسى شنودم » ( ص 233 ) . منوچهرى گفته است : چون صبح صادق بردمد ، مير مرا او مىدهد * جامى به دستش برنهد ، چون چشمهء معموديه ( ديوان منوچهرى ، ص 93 )

--> ( 1 ) . در متن تاريخ گرديزى تصحيح آقاى عبد الحى حبيبى چنين آمده است : « و منوچهر بن نبسهء افريدون ( و ) ايرج بود » . جمله سخت مغشوش و درهم آمده است و مصحح محترم توضيحى در اين‌باره نداده‌اند و از آن گذشته‌اند . با پس و پيش‌كردن كلمات متن تصحيح شد . ( 2 ) . در متن تاريخ گرديزى « . . . و كين جد بيافت » آمده است و اين اشتباه است از متن اصلى - عكس نسخهء كتابخانهء كمبريج - درست شد . ( 3 ) . در متن زين الاخبار « . . . و كين پدر خويش از افراسياب خواست و همه تركان بياهخت » آمده است . آقاى عبد الحى حبيبى در حاشيه چنين نوشته‌اند : « اين كلمه ( بياهخت ) در هردو نسخه مغشوش است « بياهخت » خوانده مىشود و آهختن به معنى كشيدن و خلع جامه و غيره باشد فردوسى گويد : « از آهختن تيغ‌ها از غلاف * كه قاف را در دل افتاد كاف » اگر قرائت متن صحيح باشد ، بايد آهختن با جاندار هم استعمال شده بتواند » . متن اصلى روشن است و هيچ مغشوشى در آن نيست ، كلمه به وضوح بياهيخت است از آهيختن . و ديگر ، بنده را معلوم نشد كه مقصود آقاى حبيبى از « استعمال آهختن با جاندار » چيست ؟