مؤلف مجهول

139

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

به حى در ، هرآن كس كه بشناختند * بخواندند او را و بنشاختند ( ورقه و گلشاه ، ص 73 ، س 6 ) و رجوع كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1720 ؛ گرشاسب‌نامه ، ص 40 - 92 - 401 ؛ اسرار التوحيد ، ص 210 ؛ ديوان سنايى ، ص 368 . ( 48 ) ص 59 ، س 3 پىافتادن : فهميدن ، دانستن . اين تركيب در فرهنگها ديده نشد . اينك شواهدى كه از تفسير كمبريج و تفسيرى ديگر - محفوظ در كتابخانهء موزهء بريتانيا - در دست است آورده مىشود : « چنان گردان مرا كى سخن توانم گفت هر كس ديگر كه سخن پىافتند و مرا استوار دارند » ( ورق 17 ، تفسير كمبريج ) . شاهدى ديگر از تفسير كمبريج : « به زبانى كى ايشان پىافتند آن را » ( ورق 95 ) و هم در ورق 7 - 35 - 92 - 185 آمده است . اين مثال از نسخهء محفوظ در كتابخانهء موزهء بريتانيا مىباشد : « يافت برين جانب آن دو كوه مردمانى لا يكادون يفقهون قولا - كه هيچ سخون ذو القرنين و قوم وى پى نيفتادندى و سخون ايشان از قوم ذو القرنين كس پى نيفتاد اما ايزد تعالى ذو القرنين را الهام داد تا سخون ايشان پى افتاد » ( ورق a 9 از تفسير ناقص . . . ) « 1 » . اين تركيب - پىافتادن - با تمامى صيغه‌هاى آن در گفتار مردم هزارهء افغانستان به جاى فهميدن و درك‌كردن ، به كار مىرود ( ياد داشت آقاى محمد سرور مولايى ) . در تفسير بصائر يمينى هم ديده شد : « بدان سبب كى ايشان گروهىاند كه پىنه‌افتند و درنيابند و به كوردلى خود راضىاند و بران مصر » ( ورق 261 ، تفسير بصائر يمينى ) . ( 49 ) ص 61 ، س 14 مايگان : اين واژه چند بار در اين كتاب آمده است و ظاهرا به معنى « ماه » است . با توجه به شواهدى كه از اين كلمه داريم غريب است كه آن را جمع ماه بدانيم و شايد بتوان آن را نظير دوستگان و دايگان دانست . اسدى جمع ماه را ماهيان آورده است : از آن كين به دريا درون ماهيان * همى كشته خوردند تا ماهيان ( گرشاسب‌نامه ، ص 297 ) و يا اين شاهد از منوچهرى :

--> ( 1 ) . اين ياد داشت را استاد محترم آقاى دكتر متينى به خواهش نگارنده فرستاده‌اند ، اين تفسير را ايشان براى چاپ آماده كرده‌اند .