مؤلف مجهول
137
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
مىگويد : « گويندماندگى نوح از آن بود كه انگور مىافشرد » ( ص 133 ) ؛ قصص قرآن مجيد و نيز نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1482 - 1743 - 1748 ؛ گرشاسبنامه ، ص 260 ؛ ورقه و گلشاه ، ص 34 ؛ سياستنامه ، ص 196 ؛ ديوان مسعود سعد سلمان ، ص 447 ؛ تفسير سوره يوسف ، ص 86 ؛ هفتپيكر ، ص 130 - 199 ؛ اوراد الاحباب ، ص 194 . ص 48 ، س 17 پاياب : آبى را گويند كه پاى بر زمين آن برسد و از آنجا پياده توان گذشت ( برهان قاطع ) . فرخى گفته است : بسا رودهائى كه تو عبره كردى * كه آن را نبودست پاياب و معبر ( ديوان فرخى ، ص 84 ) مسعود سعد گفته : ز رودهايى لشكر همى گذاره كنى * كه ديو هرگز در وى نيافتى پاياب ( ديوان مسعود سعد ، ص 36 ) و نگاه كنيد به : ديوان فرخى ، ص 255 ؛ ديوان ابو الفرج ، ص 139 ؛ تفسير كمبريج ، ورق 103 ؛ ديوان انورى ، ص 792 ؛ كليله و دمنه ، ص 90 ؛ ديوان خاقانى ، ص 51 - 249 ؛ ديوان سنايى ، ص 1109 ؛ حديقة الحقيقه ، ص 590 ؛ دارابنامه طرسوسى ، ج 2 ، ص 18 - 192 . ( 43 ) ص 48 ، س 20 علم گفتن : تدريسكردن . فرخى گفته است : چو علم خواهد گفتن سپند بايد سوخت * كه بيم چشم بدان دور باد از آن مهتر و در تفسير قرآن كريم آمده است : « هدهد نازى بكرد و گفت يا خليفة اللّه ، چنين نشايد ، مرا بر جاى علما بايد نشاند تا علم گويم و تو سماع كنى » ( تفسير ابو بكر عتيق ، ص 124 ) و نيز نگاه كنيد به ص 115 - 153 . ( 44 ) ص 49 ، س 6 و 16 نيرنجات : ج نيرنج : سحر ، جادو ، افسون . در تاريخ گرديزى آمده است : « . . . و چيزهاى صعب به اعتقاد و وهم حل كنند كه گفت نتوان ، و نيرنجاتها « 1 » كنند و خيالها نمايند » ص 287 . در النقض آمده است : « رأى و تدبير آشكارا كردند و شعبده و نيرنجات ساختند » ( النقض ، ص 330 ) و در بحر الفوايد آمده است : « فلسفه و طلسمات و نيرنجات خوانده بود » ( بحر الفوايد ، ص 348 ) . و نيز نگاه كنيد : اسرارنامه ، ص 270 ؛ سندبادنامه ، ص 179 ؛ بحر الفوايد ،
--> ( 1 ) . در متن چاپى زين الاخبار به تصحيح آقاى عبد الحى حبيبى « نيرنجها » آمده است در حالى كه در متن اصلى « نيرنجاتها » مىباشد و اين درست است نظير معجزاتها و . . . .