مؤلف مجهول

124

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

معين ) كه به صورت خوشك‌خوشك و خوش‌خوش نيز ديده شده است . ابو الفضل بيهقى چنين آورده : « و خوشك‌خوشك مى ، مىخورد و نرمك‌نرمك سماعى و زخمه‌اى و گفتارى مىشنيد » ( تاريخ بيهقى ، ص 418 ) . ناصر خسرو گفته است : خوش خوش اين گنده پير بيرون كرد * از دهان تو درّهاى خوشاب ( ديوان ناصر خسرو ، ص 33 ) براى شواهد بيشتر به كتابهاى زير نگاه كنيد : ديوان ازرقى ، ص 97 ؛ تاريخ بيهقى ، ص 402 - 587 - 604 ؛ ديوان ناصر خسرو ، ص 44 - 125 - 141 - 157 - 211 - 245 - 329 ؛ ديوان مسعود سعد ، ص 251 ؛ ديوان انورى ، ص 9 - 793 - 808 - 919 - 983 - 999 ؛ ديوان سنايى ، ص 781 - 897 - 957 . ( 11 ) ص 9 ، س 11 حسبت‌كردن : نيكىكردن به اميد ثواب و اجر ، يارى . حسبت را فرهنگها به معنى : مزد ، اجر ، ثواب از خداى ، اجرى كه خداى مؤمنان را دهد ( فرهنگ معين ) نوشته‌اند . ولى اينجا به معنى « نيكى و كسب ثواب و اجر » است . فراز آورندهء تاريخ گرديزى چنين مىگويد : « بهر وقت متظلمان على تگين از جانب ماوراء النهر بنزديك وى همىآمدند و از على تگين تظلم همىكردند . . . امير محمود قصد كرد كه آن حسبت بكند « 1 » و آن مسلمانان را از آن رنج و بلاها برهاند » ( ص 186 ) . در ترجمهء تاريخ طبرى آمده است : « و حجاج فرو آمد و گرد خويش كندهء كرد و عبد الرحمن سپاه عرض كرد آنچ ديوان داشتند صد هزار مرد بود مبارز حربى ، و آنچ از عراق حشرى بود به حسبت بيرون آمده بودند » ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 359 ) . ( 12 ) ص 10 ، س 8 پشت‌واره : آن مقدار بار كه با پشت توان حمل كرد ، كوله‌بار ( فرهنگ معين ) . مؤلف آداب الحرب چنين مىگويد : « چون زال از خار بريدن بازآمد خواست كه پشتوارهء خار بنهد » ( ص 75 ) . يا اين شاهد از داراب‌نامه : « چون به بازار آمد مردى را ديد

--> ( 1 ) . مصحح زين الاخبار در حاشيه چنين آورده‌اند : « اصل : جست ، نسخهء ب : حسيب اگر به فتحهء جيم خوانده شود معنى آن حركت و قيام خواهد بود . علامه محمد قزوينى « حسبت » خوانده است . ظاهرا همان حسبت كه مرحوم علامهء قزوينى اختيار كرده‌اند درست است ، در فهرست لغات زين الاخبار جست‌كردن آمده است .