مؤلف مجهول
119
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
بدارند ، من هم بدان بدارم ، نيايد پدر را كه اين . . . « 1 » از وى بستاند و به ديگرى دهد . اين آنست كه گفت لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها « 2 » امّا قوله تعالى وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ اى كه نيز رنج نمودن مر پدران را از جهت فرزندان هم روا نباشد و آن چنان باشد كه اين فرزند مر مادر را شناخته كرده باشد و شير ديگران نمىستاند ، مادر را نيايد ، كه اين فرزند را پيش پدر بيندازد و گويد : من شير ندهم و يا گويد نفقه زيادت ازان خواهم كه ديگران ستانند . ايزد تعالى اندرين آيت حق مادر و پدر نگاه داشت ، بفرمود به عدل . و اما قوله تعالى وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ . گفت بر ميراثخوار اوى ، اى كه بر ميراثخوار پدر و گفتهاند بر ميراثخوار « 3 » كودك نفقهى شيرخوارگى همچنين واجب است همچنانكه بر پدر بود چون پدر مرده باشد قوله تعالى : فَإِنْ أَرادا فِصالًا گفت اگر مادر و پدر مىخواهند كه كودك را از شير باز كنند پيش از دو سال عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ . به خشنودى يكديگر و مشاورت كنند يكجاى و دانند كه آن كودك را زيان ندارد فَلا جُناحَ عَلَيْهِما برين مادر و پدر چه تنگى نيست و بزهمندى نيست « 4 » .
--> ( 1 ) . متن پاك شده شايد « فرزند » يا « بچه » باشد . ( 2 ) . متن پاك شده است به قياس آورده شد . ( 3 ) . بالاى سطر : آن . ( 4 ) . همانگونه كه در مقدمهء نسخهء عكسى بنياد فرهنگ گفته آمده است اين دو صفحه ( 39 - 40 ) تفسير آيهء 233 سورهء بقره است كه ما آن را در آخر قرار داديم .