مؤلف مجهول
113
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
الْعِلْمِ من بعد ما اخبرك اللّه تعالى انّ دين اللّه هو الاسلام و انّ قبلة اللّه هى الكعبة گفت اگر تو به قبلهى ايشان نماز كنى و يا به دين ايشان اندر آيى از پس آنكه ترا آگاهى داده باشند ، كه دين خداى مسلمانى است ، و قبلهى حق كعبه است . إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ ( 140 ) تو هوازى 69 آنگه از جملهى بىدادگران باشى بر خويشتن . شايد كه اين خطاب مرو را بود ، و مراد ديگران را بود . و شايد كه اين خطاب او را بود ، و مراد هم او را بود . ازيرا چه اگر بنده چه معصوم است از پند وز امر و نهى خالى نباشد قوله تعالى الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ يعنى علم التّورية يعرفون محمّدا - صلّى اللّه عليه و سلّم - كمعرفتهم أبناهم فيما بين الولدان گفت آن كسها را كه ايشان را توريت و انجيل داده آمده است ، مر محمد [ 87 ] مصطفى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - همچنان بشناسند به پيغامبرى ، كه فرزندان خود را شناسند در ميان كودكان . در خبر چنان آمده است كه عبد اللّه بن سلام اين آيت بشنيد گفت من اين محمد را به پيامبرى به ازان شناسم كه فرزند خود را اندر ميان كودكان شناسم . عمر خطاب گفت - رضى اللّه عنه - كه اين چگونه باشد يا پسر سلام ؟ گفت : من به يقين دانم كه او پيغامبر خداوندست تعالى اما اندر باب فرزند خود بگمانم ندانم تا زنان در پنهانى چه كردند . عمر خطاب شاد شد و گفت نيكو توفيقى يافتهاى اى پسر سلام از خداوند تعالى وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ و انّ طائفة من اليهود لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ يخفون صفة محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم عن سفلتهم . گفت جز آنكه گروهى ازيشان مىبپوشاند مر راستى را ، پيش نادانان خود مىنگويند از حديث پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلّم - وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 141 ) انّه رسول اللّه و قد وجدوا نعته فى كتابهم گفت ايشان نيك مىدانند كه محمد رسول خدايست