مؤلف مجهول
مقدمه 15
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
مىگويند . در كتاب « چه » نويسند نه « چى » و « كجا » مىنويسند نه « كجو » . و فقط درست آن است كه در كتاب آيد و ايشان را مثل اين كلمات كه در لفظ چيزى گويند كه در كتاب خطا باشد ، بسيار است . » « 1 » اما تورانيان همانطور كه تلفّظ مىكنند ، مىنويسند . 3 . دال و ذال : اگر قبل از اين حروف ، حرف صحيح ساكن بيايد ، ايرانيها آن را دال مهمله تلفّظ مىكردند و اگر حرف ما قبل صحيح متحرّك يا حرف علت ساكن بيايد ، ايرانيها آن را ذال مىخواندند ؛ اما تورانيها اين تمييز را روا نمىداشتند و در همهء موارد دال مىخواندند . حتّى « گذشتن » و « پذيرفتن » و مشتقات آنها را نيز با دال مهمله تلفّظ مىكردند و مىنوشتند . بلكه برخى از كلمات عربى مانند « نفاذ » و « تعويذ » را نيز با دال مهمله مىنوشتند و مىخواندند . البته كلماتى مانند خداى ، خداوند ، مادر ، پدر و خدمت را با ذال معجمه مىخواندند و مىنوشتند . 4 . كاف و گاف : بسيارى از كلمات را تورانيان با كاف تلفّظ مىكنند ، مثلا : خوك ، خيك ، سرشك ، كبك ، پزشك ، رشك ، كزلك ، كسيل ، كش ، كشادن ، كشن ، كشودن ، كشنيز ، كنير ، كنداور ، كوروين ، كيپا و غيره ؛ اما ايرانيها كلمات مذكور را با گاف تلفّظ مىكنند . با توجّه به اين مادّهء فارق ، مىتوان راجع به نسخهء مورد بحث گفت كه در آن از روايت تورانى پيروى شده است و در آن مواردى كه بدون شك غيرايرانى به حساب مىآيد ، بسيار است كه نمونههايى از آن در دنبالهء گفتار خواهد آمد . مؤلّف و زمان تأليف دربارهء مؤلّف اين تفسير و زمان تأليف آن هيچ اطّلاعى در دست نداريم ، فقط مىتوانيم حدس بزنيم كه مؤلّف آن در قرن چهارم يا پنجم هجرى مىزيسته است . در اينجا مناسب به نظر مىرسد كه به برخى تفاسير كهن فارسى و مفسّران
--> ( 1 ) . ديباچهء غرة الكمال ، ص 33 .