مؤلف مجهول
مقدمه 16
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
قديم بپردازيم . در اين بخش گفتار ، ما از فهرستهاى نسخههاى خطّى كتابخانههاى اروپا ، به خصوص از كتاب « ادبيّات فارسى » ( بخش يكم دربارهء نگاشتههاى علوم قرآنى ) تأليف استورى استفاده كردهايم . با تأسّف بايد گفت كه ذوق شعر و سخن در زبان و ادبيّات فارسى باعث شده است كه آثار منثور اين زبان كمتر مورد توجّه ما قرار گيرد . پيش از آنكه اثر جاودانى فردوسى - شاهنامه - به وجود آيد ، چندين شاهنامه به نثر فارسى نوشته شد كه نام برخى از آنها به ما رسيده است ، مثل شاهنامهء ابو المؤيّد بلخى ، شاهنامهء ابو منصورى ، شاهنامهء ابو على مروزى . جاى تعجب نيست اگر برخى از اين شاهنامهها در قرن سوم هجرى به نگارش درآمده باشد . در قرن چهارم هجرى در دورهء آل سامان ، درى به تأليفات دينى - مذهبى گشوده شد . تصادف محض بود كه روحانيان عصر به ترجمه و تفسير فارسى قرآن مجيد اجازه دادند . تفصيل اين اجمال از اين قرار است كه دورهء چهل جلدى تفسير عربى امام ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ( م 310 ه ) را به دربار امير ابو صالح منصور بن نوح سامانى ( 350 - 366 ه ) آوردند . آشنايى امير با زبان عربى به حدى نبوده كه تفسير را دقيقا مطالعه كند . درك و فهم آن بر او دشوار آمد و پىبرد كه اگر اين كتاب به فارسى برگردانده شود ، براى جملهء كسانى كه به عربى دسترس ندارند ، بسيار مفيد خواهد بود . امير منصور از فقهاى ماوراء النّهر فتوا خواست : چنانچه كسانى زبان عربى ندانند ، آيا رواست كه مطالب قرآن را به فارسى خوانند ؟ پاسخ فقها مثبت بود به استناد آيهء قرآنى وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ ( سورهء ابراهيم ، آيهء 4 ) . پس از دريافت فتوا ، امير منصور فحول علماى بخارا ، سمرقند ، بلخ و فرغانه را به دربار خود فراخواند . نام برخى از آن جماعت علما به ما رسيده است : ابو بكر محمد بن فضل الانام ( م 381 ه بخارا ) ، محمد بن اسماعيل فقيه ، ابو بكر احمد بن حامد فقيه ، خليل بن احمد سجزى ( م 368 ه سمرقند ) ، ابو جعفر محمد بن على ، ابو الجهم خالد بن هانى و جز آن . اين جماعت از ميان خود گروهى را انتخاب كرد و به كار ترجمه گماشت . ضمنا مترجمان ، اسناد را حذف