مؤلف مجهول

مقدمه 14

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

كانون شعر و ادب تبديل مىشود و سنّتهاى غزنين درمورد زبان فارسى پيشتر از هرچيز به هند نفوذ مىكنند . گويا هندوستان به واسطهء غزنين ، مقلّد ماوراء النّهر مىشود . پس از خروج مغول ، ماوراء النّهر تاراج مىشود و دانشمندان و فاضلان آنجا در آغاز دورهء پادشاهى دودمان غلامان به هند پناه مىبرند و درنتيجه [ در مقولهء سنّتهاى ادبى - زبانى ] در هند تأثير ماوراء النّهر عميق‌تر مىشود . اجداد ما [ هنديها ] در بيشتر امور به‌ويژه در جنبشهاى ادبى و مذهبى و فقهى مستقيما از مكتب توران اتّباع مىكردند . امير خسرو دهلوى [ ف : شوّال 725 ه ] در بين فارسى تورانى و فارسى هندى به توافق و تطابقى قائل بود . او مىگويد : « اگر زبان پارسى است كه از پارسيان رسيده است . جز به عبارت ماوراء النّهر كه موافق است با پارسى هندوستان ، ديگر هيچ عبارتى را درستى لفظ نيست . » « 1 » خلاصه ، توران و غزنين و هندوستان پيرو يك مكتب [ زبانى - ادبى ] اند ، اما ايران در اين مورد با آنان اختلاف دارد . موارد اختلاف در روايت ايرانى و تورانى را در اينجا توضيح مىدهيم : 1 . تورانيها و اهل غزنه و هنديها تفاوتى ميان ياى مجهول و ياى معروف قائلند ؛ امّا ايرانيها به ياى مجهول قايل نيستند . 2 . ايرانيها بسيارى از كلمات را آن طورى كه مىنويسند تلفّظ نمىكنند . مانند كلمات : آن ، نان ، هميدان ، چنان را بر خلاف شيوهء كتابت اون ، نون ، هميدون و چنون تلفّظ مىكنند . با توجه به همين اختلاف تحرير و تلفّظ ، امير خسرو دهلوى مىگويد : « خراسانى « 2 » « چه » را « چى » مىگويند و بعضى « كجا » را « كجو »

--> ( 1 ) . ديباچهء غرة الكمال ، [ مطبع نول كشور ، كان‌پور ، 1288 ه / 1871 م ] ، ص 32 . [ و نيز چاپ جديد : به اهتمام شريف حسين قاسمى ، در مجلهء تحقيقات فارسى ، نشريهء بخش فارسى دانشگاه دهلى ، شمارهء مخصوص خسرو ، 1988 م ، ص 128 - 152 . مترجم . ] ( 2 ) . در قرنهاى هفتم - هشتم ق مردم هند ، از ايران به نام خراسان ياد مىكردند . تمام منطقهء وراء رود سند ، به شمول ايران و خراسان ، فقط به‌عنوان خراسان شهرت داشت و تمام منطقهء شرق وراء آب جيحون توران خوانده مىشد .