مؤلف مجهول

91

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

به شست رش باز آورد و آواز فريشتگان از وى منقطع شد ، تنگدل گشت ، و به خداى عز و جل بناليد و گفت يا رب از بهشت بيرون افتادم . وز آواز فريشتگان وز تسبيحهاى ايشان خرسند مىبودم ، اكنون آن آواز از گوش من منقطع شد . ايزد تعالى به آدم عليه السّلام وحى كرد كه مرا حرمى است بر مقابله‌ى عرش ، بر زمين ، آنجا شو و خويشتن را بنايى ساز ، هربارى كه ترا آرزوى عرش گيرد به گرد آن طواف كن . پس ايزد تعالى فريشته‌اى را بفرستاد تا آدم را راه‌برى كرد . از زمين هند مرو را به مكه آورد تا آدم - عليه السّلام - آنجا دوكانى بنا كرد و فريشته از پنج كوه سنگ آورد ، از كوه جودى و لبنان و حرا و طور سينا و طور زيتا . چون دوكانى برآمد ، ايزد تعالى خانه‌اى زرين از زير عرش به سوى آدم فرستاد ، با هفتاد هزار فريشته تا آن خانه را بر ميان دوكانى بنهادند وز بهشت يك پاره ياقوت سپيد فرستاد آنكه امروز « 1 » حجر اسود خوانند . و بعضى گويند اين حجر اسود آدم - عليه السّلام - با خود از بهشت بيرون آورده بود چنان كه باز جاى ديگر گفته آيد ان شاء اللّه كه آدم از بهشت با خويشتن چند چيز آورد . اكنون چون آدم عليه السّلام اين دوكانى 60 بنا كرد و اين خانه بران نهاده آمد تا به ايامى دراز انبيا و اوليا - عليهم السّلام - آن را زيارت مىكردند و گرد آن طواف مىكردند تا وقت طوفان نوح بود . پس فريشتگان را فرمان عالى آمد . هفتاد هزار فريشته اين خانه را به آسمان بردند ، به آسمان چهارم بنهادند و آن را

--> ( 1 ) . بالاى سطر : آن را .