مؤلف مجهول

85

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

گردانيديم اى كه دلهاى مؤمنان سوى آن يوبان گردانيديم . چه اگر كسى بسيار ديده باشد هم يوبان آن باشد و اگر چه رفته باشد باز ديگر باره آرزو برد وَ أَمْناً جاىگاه ايمنى كرديم اى مأمنا لاهلهم من السّبى و الاغارة اى اهل مكه را ايمن گردانيديم از غارت‌كردن خواسته وز تاراج بردن وز بچگان ايشان اسير و برده بردن . و گفته‌اند كه هركسى كه بيرون از حرم كارى كند كه بر وى حدى واجب آيد ، چون به مكه التجا كند ، آن حد بر وى قايم نگردانند ، اما فرمان دهند اهل حرم را تا كسى بر وى خريد و فروخت 57 نكند و آب و نانش ندهند تا بيچاره شود از آنجا برود ، آنگاه هرجا كه بگيرند حدش برپاى كنند ، و نيز محتمل بود كه اهل آن اى كه صيد آن از سباع ايمن بود . و محتمل است كه اهل آن به قيامت از عذاب ايمن باشند . قال اللّه تعالى وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً [ 65 ] وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى اى اجعلوا مقام ابرهيم موضع قيام امامكم فى الصّلوة گفت نماز جاى سازيد مر مقام ابرهيم را و اندر مقام ابرهيم اختلاف كرده‌اند . بعضى گويند سنگى است بران سنگ نشان قدمهاى ابرهيم - صلوات اللّه عليه - . قصه‌ى آن‌چنان بود كه ابرهيم عليه السّلام چون از آتش نمرود بيرون آمد و ساره به دو بگرويد و او را بزنى خواست ، ابرهيم و ساره به زمين شام شدند . و ابرهيم را عليه السّلام از هاجر اسمعيل بيامد . ساره را ازان رشك آمد . مر ابرهيم را گفت : اين كنيزك را با پسر از پيش من غايب كن ، و نخواهم كه هيچ‌جاى با ايشان منزل كنى و ايزد تعالى مر ابرهيم را - عليه السّلام - فرموده بود كه رضاى ساره نگاه دار . چون ابرهيم عليه السّلام هاجر را بدين وادى آورد كه خانه‌ى كعبه آنجاست ، جبريل - عليه السّلام - مرو را فرمان داد كه اينجا بنه مر ايشان را ، و