مؤلف مجهول

75

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

شَطْرَهُ . * اين آيت منسوخ شد و قصه‌ى اين‌چنان بود : مقاتل گفت كه ياران پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - وقتى در بيابانى بماندند ، تاره ميغى برآمد . آسمان بپوشيد ، و جهت قبله بريشان پوشيده شد . هر كسى نيتى بكردند و بر يك جانب نماز كردند و بران جانب خطى مىكشيدند ، چون ابر برفت ، بنگريستند بيشتر ازيشان ، روى خويش از قبله گردانيده يافتند . چون باز آمدند خبر به پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - آوردند . اين آيت فرود آمد در شان ايشان إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ ( 109 ) خداوند تعالى بر بندگان خويش اندر باب شريعت ، كار فراخ گيرنده است وز حال دلهاى ايشان داننده است وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً و قالت اليهود اتّخذ اللّه عزير ولدا « 1 » و قالت النّصارى اتّخذ اللّه مسيحا ولدا و قالت بنو مليح اتّخذ اللّه الملائكة ولدا كذبوا و فجروا فيما قالوا . ابن عباس گفت : اين اندر شان جهودان آمده است چون كعب بن اشرف و كعب بن اسيد و وهب بن يهودا . گفتند اين جهودان ، كه خداى عز و جل مر عزير را به پسرى گرفته است ، اى كه عزير پسر اوست . و مقاتل گفت : اين آيت اندر شان ترساآن نجران آمده است سيد و عاقب ، كه ايشان گفتند كه عيسى پسر اوست و قبيله‌اى از قبايل عرب - ايشان را بنو مليح گويند - ايشان گفتند كه خداوند تعالى مر فريشتگان را به دخترى دارد ، اى كه دختران وىاند . قال اللّه تعالى سُبْحانَهُ براءة لله من هذه الاوصاف و تنزيها له . گفت پاكى مر خداى را تعالى ازين چنين صفت كه ايشان كردند كه خداى عز و جل بىعيب است و مستغنى از گرفتن فرزند ، ازيرا چه هركرا فرزند باشد او محدث باشد نه قديم ، و معيوب باشد

--> ( 1 ) . ظ : اتخذ اللّه عزيرا ولدا .