مؤلف مجهول
69
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
ما كه جهودانيم . و ترساآن همچونين گفتند مر جهودان را . گفت جهود گويد : لن يدخل الجنّة هرگز در بهشت نشود إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً مگر كسى كه او جهود باشد أَوْ نَصارى و اندر آيت اختصارست معنى چنان باشد كه ترساآن نيز چنين گفتند . اندر بهشت نشود هرگز كسى مگر كه او ترسا باشد تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ هذا اشتهاؤهم و تمنّيهم و يقال هذا اباطيل و اكاذيبهم خداى گفت تعالى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ گفت اين آرزوهاست كه ايشان مىبرند به آرزو چه نيابند . و بعضى گفتند اين دروغهاست كه ايشان گويند و سخونهايى بىاصل است و ترفند جاهلانه است اينچه ايشان مىگويند قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ قل يا محمد [ 53 ] لليهود و النّصارى هلمّوا لبرهانكم و بيانكم و حجّتكم على ما تقولون . خداى عز و جل گفت مر محمّد مصطفى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - بگوى مريشان را هاتُوا بُرْهانَكُمْ بياريد پس دليلى و نشانى و حجتى مرين سخون را كه مىگوييد إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 110 ) فى مقالتكم اگر شما بدين گفتار راست گويانيد بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ ردّ لكلامهم اى ليس الامر كما تقولون و لكن من أسلم اخلص دينه و عمله للّه تبارك و تعالى وَ هُوَ مُحْسِنٌ و هو مع ذلك مؤمن موقن محسن فى عمله و قوله . گفت : بلى و اين بلى اندر لغت عرب وقت باشد كه از بهر جواب آيد چنان كه عرابيى يكى را پرسد نه من دوست توم ؟ جواب او بلى گويد . و اگر اندر سخون نه اندر نيارد همى گويد من دوست توم جواب او نعم آيد . و ديگر سخونى رفته باشد كسى مر چيزى را منكر شده باشد گويد كه آن نيست ؟ عرابى جواب كند ، گويد : بلى كه چرا نيست ، هست . و ديگر چون كسى را نهى كند از چيزى آن كس نخواهد كه فرمان برد مرو را ، گويد : نكن ، اين كس گويد : بلى ! كنم .