مؤلف مجهول
70
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
اكنون اينجا چون جهودان گفته بودند كه اندر بهشت نشود كسى جز جهود ، و ترساآن گفته بودند كه اندر بهشت نشود كسى جز ترسا ، ايزد تعالى به قول بلى ، آن سخونهاى ايشان را رد كرد . گفت : نه چنانست كه شما مىگوييد بل كه چنين است كه من مىگويم مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ هركسى كه او دل خويش را به توحيد و معرفت ، و دين خويش را به خدمت و شريعت ، به خداى عز و جل سپارد وَ هُوَ مُحْسِنٌ با اين جمله نيز به قول و عمل نيكوكار باشد اين بهشت جاى او باشد نه آن جهودان و ترساآن . و آنكه گفت فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ فله جزاؤه ثوابه و مكافاته من ربّه عند بمعني من گفت اين كس كه چنين باشد ، پاداش باشد او را از خداى عز و جل وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 106 ) گفت نه بيم جاودانگى باشد او را و نه اندوه جاودانگى وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى [ عَلى شَيْءٍ ] « 1 » من دين اللّه تعالى و لا دين الّا اليهوديّة وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ ولّا دين الّا النّصرانيّة گفت جهودان [ 54 ] گفتند كه اين ترساآن هيچكس نيستند و بر هيچ نيستند و آن نه دين است كه ايشان دارند و دين حق نيست جز اين جهودى كه ما داريم و ترساآن گفتند نى ، اين جهودان كس نيند و بر هيچ نيند و آن نه دين است كه ايشان دارند . دين اينست كه ما داريم ، و دين نيست مگر ترسايى وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ و بلى « 2 » الفريقين يقرؤن كتاب اللّه تعالى احد الفريقين يقرؤن التّورية و فريق آخر يقرؤن الانجيل گفت اين هردو گروه كتاب خداى را عز و جل خوانندهاند اما جهودان توريت خوانند و ترساآن انجيل خوانند . و قولى ديگر است كه جهودان مدينه گفتند : يا محمد دين دين ماست ،
--> ( 1 ) . در اصل « على شى » نبود . ( 2 ) . كذا فى الاصل . ظاهرا « و كلى الفريقين » .