عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

68

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

به برهانى دست نيافتيم بنابراين وضع ما وضع كسى است كه شيطانها به هوس ( يا به فروافتادنش ) فرا خوانند . « استهواء » به معناى به هوس ( يا به سقوط ) فرا خواندن است « 4 » ، و دربارهء گمراه گفته مىشود : يهوى ( : فرومىافتد ) زيرا شخص گمراه به منزله كسى است كه رو به پستى مىرود ، چنان كه گفته مىشود : « امره فى سفال ( : كار او در سراشيبى است ) » ( بيان ) گفتار خدا : « [ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ ] حيران - « حيران » منصوب بنا بر حاليّت است - يعنى مانند كسى كه شيطان وى را به سقوط كشانده ( يا به هوس فرا خوانده ) است ، و اين مثلى است كه خداى - تعالى - براى كسى زده كه پس از ايمانش كفر ورزيده و شياطين را كه از زمره مشركانند ، پيروى كرده است ؛ در حالى كه يارانش - يارانى كه در راه حق پايدارند و در وقت مسلمانيش وى را به هدايت خود فرا مىخواندند - به وى مىگويند : « نزد ما بيا » . وى سرباز مىزند و نداى شيطان را پيروى مىكند ، و بتان و خدايان را مىپرستد . پس وجه تشبيه در آن مثل ، اين است كه حال بازگردنده به گمراهى - پس از آن كه به سبب ايمان به هدايت دعوت شده - همانند حال كسى است كه با پيمودن راهى جز راه راست - پس از دعوت شدن به هدايت با ملازمت راهى كه موجب رستگارى اوست - به گمراهى بازگردنده است . ابن عباس « 5 » - رحمه اللّه - گفته است : « اين مثلى است كه خداى - تعالى -

--> ( 4 ) - كلمه « الهوى » در عبارت متن ، احتمال دارد « الهوىّ ( به ضمّ اول و كسر دوم و تشديد يا ) به معناى فروافتادن باشد » ، و يا « الهوى ( به فتح اول و الف قصيره در آخر ) به معناى هوس باشد » ، و مفسّران هر دو معنى را در تفسير اين آيه بيان كرده‌اند . رك : مجمع البيان ، ج 4 ، ص 319 ، و الكشّاف ، ج 2 ، ص 28 . - م . ( 5 ) - او عبد اللّه پسر عبّاس پسر عبد المطّلب ، صحابى بزرگ و زينت‌بخش پيشوايان است ، در مكه به دنيا آمد ، و در آنجا در عصر نبوّت پرورش يافت ، او محدّث و فقيه و مفسّر بود ، و در سال 68 هجرى در طائف بدرود حيات گفت . ( الاصابة ، شماره 4772 و نكت الهميان ، ص 180 ) .