عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

58

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

نيست « 37 » ، امّا بعد از قرائت « يخطف » قرائت نيكو « يخطّف » و « يخطّف » است ، و اصل آن « يختطف » مىباشد ، پس « تا » در « طاء » ادغام گرديد ، و فتحه « تاء » بر « خاء » افكنده شد « 38 » . و كسى كه « يخطّف » به كسره « خاء » قرائت مىكند ، پس سبب آن سكون خاء و سكون طاء اوّل ( التقاء ساكنين ) است . و برخى گمان كرده‌اند اعطاى كسره به ساكن اوّل ، به سبب التقاء ساكنين ، اشتباه است ، ( و گفته‌اند ) كسى را كه در « يخطّف » چنين عقيده‌اى دارد ، لازم مىآيد كه « يعضّ » را « يعضّ » و « يمدّ » را « يمدّ » بخواند « 39 » . جواب وى اين است كه قائل به آن قرائت را چنين ملازمه‌اى

--> ( 37 ) - در لسان العرب ريشه « خطف » نقل شده است : « خطفه با كسره عين الفعل ، يخطفه خطفا با فتحه عين الفعل ، و در آن فعل وجه ديگرى است كه اخفش آن را نقل نموده و آن خطف - با فتحه طاء - و يخطف - با كسره طاء - و آن وجهى غير معتبر و كم‌استعمال و تقريبا غير معروف است ، و يونس قول خداى - تعالى - « يخطف » را به آن وجه قرائت كرده ، و بيشتر قاريان « يخطف » با فتحه قرائت كرده‌اند و ازهرى گفته آن قراءتى نيكوست . ( 38 ) - در لسان العرب ريشه « خطف » نقل شده : كسى كه « يخطّف » قرائت كرده ، نزد وى اصل آن « يختطف » بوده و تاء در طاء ادغام شده و فتحه تاء بر « خاء » افكنده شده است . ( 39 ) - فرّاء در معانى القرآن ، ج 1 ، ص 17 گفته است : قاريان « يخطف ابصارهم » را با فتحه ياء و خاء و تشديد طاء قرائت مىكنند . و برخى ياء را فتحه و خاء را كسره مىدهند ، و طاء را به تشديد مىخوانند و « يخطّف » مىخوانند ، و برخى ياء و خاء را كسره و طاء را تشديد مىدهند ، و « يخطّف » مىخوانند . و برخى از قاريان اهل مدينه خاء و طاء را ساكن مىگردانند . و ميان دو ساكن جمع مىكنند و مىگويند « يخطف » ، و امّا آن كه « يخطّف » مىخواند ، وى فتحه تاء ادغام‌شده را به سبب اين كه ساكن شده ، به خاء منتقل ساخته است ، و امّا آن كه خاء را كسره داده ، وى در طلب ابقاء كسره همزه « اختطف » و « اختطاف » بوده است ، و برخى نحويان درباره كسره خاء گفته‌اند كه چون خاء ساكن بوده و تاء بعد از آن ساكن شده ، اجتماع دو ساكن تحقّق يافته ، و ساكن اول مكسور شده است ، چنان كه عرب گفته : « اضرب الرّجل ( : آن مرد را بزن ) پس باء اضرب مكسور شده چون با لام ساكن « الرّجل » برخورد كرده است . و آنچه نحويان گفته‌اند چيزى در خور توجّه نيست ؛ زيرا اگر مطلب چنان بود كه ايشان گفته‌اند ، عرب « يمدّ » را هم « يمدّ » مىخواند ؛ زيرا ميم اول ساكن بوده و دال اوّل به سبب ادغام ساكن گرديده است و نيز « يعضّ » را يعضّ مىخواند .