عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
515
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
هرگاه ستاره ثريّا شباهنگام بر بالاى سر قرار گيرد ، پس خود را در جامه بپوشان و فربهترين شتر را نحر كن ( و پسرانت را به نيش بگير ) « 2 » و اگر از تو چيزى خواسته شود ، روى ترش كن . الاقل . . . هان ! به شب رونده بگو : از گم كردن راه نهراس كه سعيد بن مسلم روشنى و راهنماى همه سرزمينهاست ، ما را سرورى است كه بر هر سرورى فزونى يافت ، و بخشندهاى است كه بر صورت هر بخشندهاى خاك پاشيد . ( كنايه از اين كه بر هر بخشندهاى پيشى جست ) أ لم تعلمى . . . اى سراى ملحاء ! آيا نمىدانى كه هرگاه آن سراى را خشكسالى رسد يا ساحتش پرنعمتوبركت باشد . . . امن المنون . . . آيا از روزگار و پيشامدهاى آن بىتابى مىكنى ؛ در حالى كه روزگار خوشنودى آن كه بىتابى مىكند ، به دست نمىآورد . بحقّ امرئ . . . به حق مردى والامقام كه عتيبه دائى اوست ، و همانا تو قعقاع هستى و عمويت پردهدار است ؛ آنها ستارگان نورانيى هستند كه هرگاه كوكبى فروافتد ، ستاره ديگرى آشكار مىشود كه ستارگان از آن پراكنده مىشوند . بياض وجه . . . سفيدى صورتى كه خورشيد را به تو تاريك و ظلمانى مىنماياند ، و مرواريد سخنى كه مرواريد را به تو مهره مخشلب « 3 » نشان مىدهد . تغشى . . . موهاى جلوى سرش قدم سفيدى را كه در ديده بينندگان نيرومند است فرا مىپوشاند ؛ همانند ستاره ثريّا در آن هنگام كه پس از بر طرف شدن ابرها از آسمان ، سحرگاهان نمايان مىشود .
--> ( 2 ) - عبارت داخل دو كمان ترجمه جمله « و انهس بنيك » است ، محتمل است بنيك محرّف از « نيّك » باشد ، و بنا بر اين معنى چنين مىشود : « و گوشت تازه خود را به نيش بگير » . - م . ( 3 ) - مخشلب : مهرهاى است كه با آن زيور ساخته مىشود و مفرد آن « مخشلبه » است ، و به نام زنى ناميده شده كه براى نخستين بار آن را زيور قرار داد . رك : الجمان ، پاورقى ، ص 327 . - م .