عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

507

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

( : گلنار ) » است . 1030 - 1031 بدر . . . ص 365 چهره‌اش ماه تابان و مويش شب سياه و قامتش شاخه تر و تازه است ، لعاب دهانش مى و گونه‌اش گل سرخ و دندانهايش درّ است . 1032 - مما يعتق . . . ص 366 از آن نوع باده‌اى كه چيننده ( انگورش ) آن را در باده‌فروشى كهنه مىسازد « 131 » و مزه نهاييش فلفل سياه و طعم انار است . 1033 - معتّقه . . . ص 367 ( مىبخشد ) ميى كهنه و از ( عصاره ) قهوه و ترش مزه و آن را ميان جام و كوزه كفى است . 1034 - هواء . . . ص 367 آن هواست و ليكن ساكن ، و آب است ولى جريان ندارد . 1035 - 1036 و لقد شربت . . . ص 367 و بتحقيق پس از فرونشستن گرماى نيمروز ، از آن باده نوشيدم ، در ظرف شفّاف و نشان‌دار ؛ در ظرف شيشه‌يى زرد رنگ خطدارى كه در سمت چپ مقرون با كوزه‌اى شفّاف است كه بر سر آن صافى نهاده شده است . 1037 - كانّ اباريق . . . ص 367 گويى كوزه‌هاى مى در شامگاهان همانند مرغابيان كج‌حلقوم بر بالاى ساحل است . 1038 - مفدّمة . . . ص 368 كوزه‌هايى ( را ياد مىكنم ) كه سرپوش ابريشمى بر سر دارد و گويى گردنهاى آنها ، گردنهاى « بنات الماء » اى است كه غرش آسمان آنها را به وحشت انداخته است . 1039 - كانّ ابريقهم . . . ص 368 گويى كوزه‌هايشان آهويى بر بالاى ايوان است . 1040 - 1041 و كانّ ابريق . . . ص 369

--> ( 131 ) - مطابق روايت ديوان ابن مقبل معناى مصراع اول چنين است : « مى خالصى كه در ظرف صافى مىدرخشد . » - م .