عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
506
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
تعقيب كنند و به زحمت اندازند ، در حركت و سير ، سخت مىكوشد ، و هرگاه از ايشان دور مىشود ( به چرا مىپردازد ) « 130 » ، بياباننشين است و ملازم بيابانهاى بىانتهاست ، و هرگاه صدايى احساس مىكند ، به سير و حركت مىپردازد . 1019 - 1024 كانّ نسوع . . . ص 362 گويى تسمههاى چرمى پالان شترم ، هنگامى كه رگهاى شير ناقههاى كمشير و هم گرسنه را در بر گرفت ، ( - گويى آن تسمهها ) بر كمر گاو وحشيى است كه بچه كوچكى داشت ، و آن بچه گم شد ، و به اشتياقش بيرون شد ، و در نوبت رگ كردن پستانش ، به سوى فرزندش بازگشت ، و در چراگاهش درندگان را يافت كه با وى بازى مىكردند ، و جز پوستى تكه تكه شده يا پايچهاى از آن ، بجا نگذاشتند ، پس كمى آن را بوييد ، و روى گردانيد ، و مر آن گاو وحشى را شرارهاى ( از آه و حسرتى ) بود كه غبارها را بر مىانگيخت ، رهايى ( از چنگال درندگان ) آن گاو وحشى را به شتاب و حركت واداشت ، و وى را چهاردستوپايى همراهى مىكرد كه از پاى درد ، به ندرت رنج مىبرد . 1025 - عيرانة . . . ص 364 . . . ناقه تيزرو خرامان پرشيرى كه ميان مو و پشم را در مىآميزد . 1026 - علين . . . ص 364 ( آن زرهها ) با روغن زيتون رسوب كرده ، اندوده شد ، و با هيمههاى شتران ( از زنگار ) زدوده گرديد . پس آنها زرههايى نيكوست ، و قلابهاى حلقهها ( يا زيرپوشهاى آنها ) صاف و برّاق است . 1027 - و تبسم . . . ص 365 و از دو رشته درهايى مىخندد كه فاصلههايش با ياقوتها آميخته ، و باده به آنها نزديك است . 1028 - و حقّة . . . ص 365 چه بسا جامهاى كه از مشكدان زنان در روزگار جوانى بر تن كردم ، و چه بسا جام ميى كه بامدادان به من رسيد . 1029 - النّشر . . . ص 365 بويشان مشگ و چهرههايشان همچون دينارها و كنارههاى كف دستشان چون گياه « عنم
--> ( 130 ) - ترجمه مطابق است با روايت الجمان ، مطابق روايت المفضّليّات ربع ، ترجمه چنين مىشود : « . . . از حركت بازمىايستد » . - م .