عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
505
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
را از يكديگر مىربودند و غذايشان قطع نمىشد ( - به سبب از دست دادن آن بچه ) چرخيدن و غريدنش در زمين سخت ميان آن دو شنزار قطع نشد ، آن گرگان ( يا سگان ) گاو وحشى را از بچهاش بىخبر يافتند ، و آن فرصت را ( براى صيد بچه گاو وحشى ) غنيمت شمردند . بدرستى كه تيرهاى مرگ به خطا نمىرود ، شب را به سر برد در حالى كه بارانهاى مداوم و پى در پى ريزان بود ، و آن بارانها سرزمينهاى شنزار سرسبز را سيراب مىكند ، و ريزش آن پيوسته است ، آن گاو وحشى خويشتن را در پناه ريشه درخت پرشاخوبرگ جا گرفته در گوشهاى قرار داد كه بر اطراف تلهاى شن روان و كج و معوج روييده بود ابرهاى آن ، ستارگان را پوشيده مىدارد ، باران پيوسته بر خطّ كشيده پشت آن گاو وحشى فرومىبارد ، و آن گاو در چهره تاريكى مىدرخشد ؛ همانند درخشش در دريايى كه رشتهاش فروپاشيده است ، تا هنگامى كه تاريكى بر طرف و جسم آن گاو نمايان شد ، و داخل صبح گرديد در حالى كه دست و پايش بر زمين مىلغزيد ، و يك هفته كامل در آبگيرهاى صعائد بىتابى كرد و سرگردان شد ، تا آن هنگام كه ( از دست يافتن به بچه خود ) نااميد شد ، و پستان پرشيرش كمشير گرديد ، و شير دادن و بازگرفتن از شير ، آن را تهى نساخت ، و گوش بهزنگ صداى آهسته مردم شد ، پس آن صداى غيبىاش به وحشت انداخت ، و درد او ديدن مردم است ، پس آن گاو وحشى گمان مىبرد كه فاصله ميان دو دست و دو پايش يعنى جلو رو و پشت سرش ، دو جايگاه ترس ( يا شايستهتر براى ترس ) است . 1010 - 1018 فكانّى إذ . . . ص 361 و گويى هنگامى كه سراب ، در چاشتگاه جريان مىيابد ، بر پشت گاو وحشى دراز دمى سوارم كه گونههايش سياه مايل به سرخى است . دو گونهاش را رنگ ابريشمى درپيچيده و دو طرف پشتش را رنگ درخشندهاى فرا پوشيده است ، آن گاو وحشى را صيّاد تيراندازى از طايفه طىّ ، و سگهاى شكاريى كه از خود چابكى آشكار ساختهاند ، به وحشت انداخته است ، پس آن سگان را ديد و آنها را بوضوح نشناخته بود ، و سگان را حرص و ولعى بود ، سپس گاو وحشى ، روى گردانيد ، و دو پهلو از گرد و غبار ، وى را فرا گرفته و در آرامش بود ، پس آن سگان را مىبينى كه ( در آرامش آن گاو ) « 129 » ، راه را درمىنورديدند ، و گاو در سير و حركت بازيگرى مىكند ، سگها نزديكش مىشوند ، و هنوزش نگرفتهاند ، و اگر بازگردد به ريخته شدن خونشان اطمينان دارند ، هرگاه آن را
--> ( 129 ) - ترجمه مطابق است با روايت الجمان ، مطابق روايت المفضّليّات ربع ، ترجمه چنين مىشود : « . . . از حركت بازمىايستد » . - م .