عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

498

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

921 - كان صوت . . . ص 329 گويى صداى آب نوشيدن آن شتر در آبشخوار همانند صداى سنگى است كه بر روى سنگى غلتانيدى . 922 - هذا مقامى . . . ص 329 اين است جايگاه من براى تو تا به حدى سيراب شوى كه آب از تو تراوش كند و از سرزمينهاى « ابطح « 116 » » عبور كنى . 923 - 924 و يا اخا . . . ص 329 اى صاحب شتران ، همانا مرض تشنگى در آن شتران به طول انجاميده و سيرابى را در خشكسالى و خشكى سراغ ندارد ، شتران تشنه را بر چشم من و حدقه آن وارد ساز تا با اشك روان و ريزان ، آنها را سيراب كنى . 925 - 928 فما حائمات . . . ص 330 پس آن شترانى كه يك شب و روز به دور آب سرگردانند ، و با چوبدستى بر آنها نواخته مىشود ، و گردنهايشان را خم مىكنند و لب‌تشنه‌اند و از آبشخوار براى هيچ مقصدى راه بازگشت ندارند ، و نه به آب‌خنك حوضها نزديكند ، حبابهاى آب را مىبينند و حايل ميان آنها و آن حبابها مرگ است و آن شتران متوجّه صداى سقايان مىباشند ( - آن شتران با اوصافى كه گفته شد ) سينه‌اشان از من افروخته‌تر و تفتيده‌تر در عشق به تو نيست ، و ليكن دشمن با من دشمنى ورزيده است . 929 - 931 اقول . . . ص چون آن دسته شتران به حركت در آمد و بر روى شوره‌گزهاى بيابان پراكنده شد ؛ شترانى كه هرگاه شبان آنها را در زمينهاى هموار گستردهء اطراف آبشخوار من ، به چرا مشغول مىسازند ، ته مانده آب صاف و خنك را در حمى به ياد مىآورند ( - چون آن شتران به حركت در آمدند ) به شبان آنها گفتم : با آنها مدارا كن كه با جبر و عنف از وطن بازگرفته شده‌اند . 932 - 933 لا تلمنى . . . ص 332

--> ( 116 ) - سرزمين گسترده‌اى كه سيل در آن جارى مىشود و شن و سنگريزه‌ها را در آن بجا مىگذارد و از آن است اباطح مكه . ( المعجم الوسيط ) . - م .