عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

471

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

اگر تو در عنقاء « 69 » يا در ميان ( آثار خانه‌هاى آن ) « 70 » مىبودى ، گمان مىبردم كه مرا مىبينى مگر اين كه از ديدن من بازداشته شوى . 610 - يبدو . . . ص 231 او آشكار مىشود و سرزمينها در خود پنهانش مىكند ، گويى وى شمشيرى است كه براى تعظيم كشيده ، و در غلاف فروبرده مىشود . 611 - يشقّ . . . ص 232 سينه آن كشتى امواج آب را مىشكافد ، چنان كه خاك را بازيگر بازى فئال « 71 » با دستش تقسيم مىكند . 612 - لعمرك . . . ص 233 سوگند به جانت كه مرگ جوانمرد را از قلم نمىاندازد ، همانند افسار دراز چهارپا كه رها شده ، و دو سر آن در دست قرار دارد . 613 - و وجه كانّ . . . ص 232 ( و تبسّم مىكند از ) چهره‌اى كه گويى خورشيد نقابش را بر آن افكنده است ؛ چهره‌اى كه صاف است و لاغر و رنجور نشده است . 614 - آذنتنا . . . ص 233 اسماء ما را از جدايى خويش آگاه ساخت ، و چه بسا اقامت‌گزينى كه اقامت از وى خسته شده است . 615 - هل تاب . . . ص 233 آيا دلت از عشق سليمى بازگشت و شفا يافت ! و هرآينه بتحقيق درگذشته آهنگ دوستى او داشتى . 616 - إن ترى . . . ص 233

--> ( 69 ) - پشته‌اى است فوق كوهى بلند . همان مرجع ريشه عنق و معجم البلدان ، ج 6 ، ص 232 . - م . ( 70 ) - كلمه ميان دو كمان ترجمه « رسومها » است كه احتمالا « اسومها » از آن تحريف شده است . - م . ( 71 ) - فئال : بر وزن كتاب ، نوعى از بازى كودكان است كه چيزى در خاك پنهان كنند و خاك را تقسيم نموده از هم پرسند كه در كدام حصه است . همان مرجع ، ريشه فال . - م .