عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

446

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

هرگاه آن قوم حركت كنند ، حركت آن شتران - در آن هنگام كه بحبوحه گرماى نيمه‌هاى روز آب بدن شتر راهوار را مىفشارد - سرعت مىگيرد . 357 - 358 و اقرى . . . ص 153 و شتر بلندپشتى كه مانند خيمه عزيز بود آن را همراه غصه‌هايم قرار دادم در حالى كه سخن نمىگفت و جامه‌اى را در مجاورت خورشيد قرار دادم همانند سايه كركس و زره خود را به اطراف آن جامه واگذاردم ، و آن در حالى بود كه شتران سفيد و سرخ ، آب ( از بدنشان ) جارى مىشد . 359 - 360 توقف . . . ص 154 از آب جانها ( خون ) و از آب خودش ( عرق بدن ) دو حلقه در پاى كرد كه آميخته از دو رنگ است يكى سفيد و ديگرى سرخ ، ( آب ) از اطراف بدنش سرازير شد در حالى كه شفاف بود و چون به مچهايش رسيد تيره رنگ گرديد . 361 - المّت . . . ص 154 شتر ( ماده ) جوان من به گروههايى روى آورد و حوضهاى آب ايشان را ناخوش داشت و نوشيدنش در آن اقوام با آب تو بود . 362 - نام الخلى . . . ص 155 شخص فارغ از اندوه خوابيد و من شب را بر آرنج تكيه كرده به سر بردم گويى در دو چشمم شيره گياه صاب « 33 » فشرده شده است . 363 - طواه . . . ص 156 لاغرى حاصل از دويدن ، آن حيوان ( الاغ ) را در پيچيد ، پس شكم آن لاغر است و بر روى دو پشتش بالا برده شده و ميان باريك است . 364 - طوى طية . . . ص 157 پلك چشمش را به حالت خواب سبك بر هم نهاد ؛ با وجود رعب و وحشتها از آن گونه كه بر دل انسان بيمناك و بر حذر است .

--> ( 33 ) - صاب نام درختى تلخ مزه است كه شيره آن چشم را به درد مىآورد . حاشيه الجمان ، ص 155 . و منتهى الأرب ، حرف الصاد ، فصل الواو . - م .