عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

433

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

بر قله‌هاى كوه شب را به سر بردند در حالى كه مردان شجاع پاسداريشان مىكردند اما آن قله‌ها سودشان نبخشيد . از پناهگاههايشان پس از قدرت و چيرگى به زير كشيده شدند و در گودالهايى سكونت داده شدند كه چه بد جايى است كه فرودآمدند . فرياد برآورنده‌اى پس از آن كه مدفون شدند بانگشان زد كه تختها و تاجها و جامه‌ها كجاست . كجايند چهره‌هايى كه در پرده بود و در برابر آن پرده‌ها و توريها زده مىشد ؟ ! پس هنگامى كه ايشان را بد آمد كه كرمها بر سر آن چهره‌ها به ستيز پردازند ، گور پرده از راز ايشان برداشت . كه بتحقيق خورد و خوراك و خوش‌گذرانيشان در طى روزگارى به طول انجاميد و آنگاه پس از زمان طولانى اشتغال به خورد و خوراك ( خوشگذرانى ) ، خورده شدند . 213 - 216 أ نلهو . . . ص 114 آيا به بازيگرى مشغوليم و حال آنكه روزگار ما مىگذرد و به بازى سرگرميم و روزگار بازى نمىكند . آيا كسى كه جانش مىميرد و خانه‌اش خراب مىشود ، بيهوده درآيى و بازى مىكند ؟ ! صورتهاى بازى را به سم آغشته مىيابى ، و ليكن ظاهرى زراندود دارد . به زودى راست‌گويى آن كه در هجران بيهوده درآيى مرد ، آشكار مىشود در حالى كه در اشتغال به آن دروغ مىگفته است . 217 - 220 انما الدنيا . . . ص 114 همانا دنيا كالاى نابود شونده است ، در گرفتن آن ميانه‌رو باش و آن را بگير و رها كن . شگفت است از روزگار كه چه بسيار امتهايى را به هلاكت رسانيده و خود جوان است . اى برادر مرده‌اى كه تشييعش كرده‌اى و بر او خاك ريخته‌اى و بازگشته‌اى ! كاش مىدانستم چه توشه‌اى براى روز قيامت برگرفته‌اى . 221 - 222 نفى عنك . . . ص 115 پيرى سايه جوانى را از تو دور ساخت و سختيها تو را با نام ديگرى فرا خواند . پس براى منادى مرگ آماده باش كه هر آنچه آمدنى باشد ، آمدنش نزديك است . 223 - 224 هى المنايا . . . ص 115