عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

408

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و اگر آدم مطّلع بود كه تو از نسل اويى ، خود را اخته مىكرد . 12 - 12 ما شئت . . . ص 12 بدرستى كه تا بخواهى بردبارى راى من است ، و اگر تو شرطلب باشى ، شان من خير ( خواهى ) است . پس تو كمتر از آنى كه آشكارا با بدگويى روبرو شوى و يا مخفيانه در غيابت از تو سخن گفته آيد . 13 - 14 نزلت بجار . . . ص 13 بر پناه‌دهنده‌اى وارد شدم كه ميهمانش را نوميد نمىكند و به رهايى خويش از عذاب دوزخ اميدوارم . و بدرستى كه من با وجود ترس از خدا ، به بخشش او اعتماد دارم و خداى بزرگوارترين نعمت‌بخش است . 15 - 18 أ ترى حال . . . ص 14 آيا معتقدى آن دوستى به دشمنى مبدّل شد ، و شاخه‌اش در حالى كه تر و تازه بود پژمرده گشت ؟ ! آيا تصور مىكنى آن پيوند وصال دروغ بود و در نتيجه به هجران منتهى شد ؟ به آن كسى كه دوستى را بر باد داد و شيفته تهمت زدن شد و در مقام پيمان‌شكنى بر آمد بگو : ما دوستى را بر خويش لازم ساختيم و وفاى به عهد را واجب دانستيم . 19 - 20 ان كان . . . ص 14 اگر كافور تجربه‌ها در مشك زلفان ريخته شود ، پس شب نيكوترين حالتش هنگامى است كه از ستاره‌ها نقاب بر چهره كشد . 21 - 24 اما ترى السحب . . . ص 14 آيا نمىبينى ابرها سينه بند زمين را به رنگ سبز آشكار ساخته است ؟ ! بتحقيق خداى ، شكوفه‌هاى بوستانها را درخشان ظاهر ساخته است . همانند ياقوتها به رنگ نيلى و قرمز و زرد شفاف است و همانند دوشيزگان كه موى و گونه و دندانهاى پيشين خود را آشكار ساخته است . 25 - 26 فلا تغترر . . . ص 14