عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

364

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و روزىدار ) » و عرب مىگويد : « سبحان اللّه و ريحانه » يعنى « سبحان اللّه و استرزاقه « 7 » ( : خداى را تنزيه مىكنم و از او روزى مىخواهم ) » نمر بن تولب « 8 » گفته است : [ از بحر متقارب ] 1094 سلام الاله و ريحانه * و رحمته و سماء درر « 9 » و كسى كه « الرّيحان » قرائت كرده آن را عطف به « الحبّ » نموده است ، پس در اينجا « الريحان » به معناى ريحانى است كه بوييده مىشود ، و نيز به معناى رزق است . و مفرد « عصف » « عصيف » مىباشد ، علقمة بن عبدة گفته است : [ از بحر بسيط ] 1095 تسقى مذانب قد مالت عصيفتها * حدورها بأتىّ السّيل مطموم « 10 » در خبر است كه سنگ به سر يكى از اصحاب فيل اصابت مىكرد و آن را مىشكافت تا از نشيمنگاه او خارج شود و درونهايشان تهى شده بود پس خدا ايشان را به برگ چريده شده از آن جهت كه خالى از ميوه است ، تشبيه كرد . و گفته شده « عصف » نى كشت و زرع است . و تشبيه به آن نيز ، در وصف حالت و وضع ( اصحاب فيل ) است . و شمه‌اى از داستان اصحاب فيل از اين قرار است كه : عده‌اى از قريش در برابر خانه‌اى كه نمازخانه نصرانيان و همراهان نجاشى بود فرودآمدند ، پس براى برخى از كارهاى خود ، آتش روشن كردند ، سپس كوچيدند ، و آتش را به حال خود

--> ( 7 ) - لسان العرب ، ريشه ( روح ) ملاحظه شود . ( 8 ) - او شاعر نيكوسرا در روزگار جاهليت است و عصر اسلامى را نيز درك كرده است . ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 227 و الاغانى ، ج 19 ، ص 338 ) . ( 9 ) - لسان العرب ، ريشه « روح » ملاحظه شود و بيت بعد از آن چنين است : غمام ينزل رزق العباد * فاحيا البلاد و طاب الشجر ( 10 ) - در نسخه اصل چنين است ، اما در المفضّليات ، ص 398 و در لسان العرب ، ريشه ( عصف ) ( بجاى قد مالت ) قد زالت ضبط شده است .