عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

361

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

ترسانيدن و بيم دادن از آن ، به شتر تشبيه كرده است . و بتحقيق برخى از شاعران ، بنا بر عادتشان در انتقال به ياد شتر در بيشتر اوصاف ، آتش را از فاصله دور به دل و جگر شتر سالخورده تشبيه كرده‌اند ، يكى از ايشان گفته است : [ از بحر طويل ] 1078 و نار كسحر العود ترفع ضوءها * مع اللّيل هبات الرّياح الصوارد و شاعران آتشها را به برخى از حيوانات تشبيه مىكنند ، چنان كه شاعر نخست گفته است : [ از بحر طويل ] 1079 لمن ضوء نار بالبطاح كانّها * من الوحش بيضاء اللّبان شبوب 1080 اذا صدّ عنها الرّيح بان بضوئها * من الاثل فرع يابس و رطيب و راعى در حالى كه گرگ را وصف مىكند گفته است : [ از بحر كامل ] 1081 متوضّح الاقراب فيه شهبة * نهس اليدين تخاله مشكولا « 18 » 1082 كدخان مرتجل باعلى تلعة * غرثان ضرّم عرفجا مبلولا و از بهترين شعرهايى كه در وصف آتش ، از آغاز اشتعال آن تا حالت اشتداد و بالا گرفتن شعله آن ، سروده شده ، گفتار ذو الرمة است : [ از بحر طويل ] 1083 و سقط كعين الدّيك نازعت صحبتى * اباها و هيّأنا لموضعها و كرا « 19 » 1084 مشهّرة لا يذكر الفحل امّها * إذا هى لم تمسك باطرافها قسرا 1085 اخوها ابوها و الضّوى لا يضيرها * و ساق ابيها امّها عقرت عقرا 1086 فلمّا بدت كفّنتها و هي طفلة * بطلساء لم تكمل ذراعا و لا شبرا 1087 و قلت له ارفعها اليك و احيها * بروحك و اقتته لها قيتة قدرا 1088 و ظاهر لها من يابس الشّخت و استعن * عليها الصبا و اجعل يديك لها سترا

--> ( 18 ) - در نسخه اصل و الحيوان ، ج 5 ، ص 65 چنين است اما در شعر الراعى ، ص 139 آن بيت چنين ضبط شده است : متوشح الاقراب فيه بهمة * نهش اليدين تخاله مشكولا ( 19 ) - در نسخه اصل چنين است اما در ديوان او ، ص 175 ( بجاى نازعت ) عاورت ضبط شده است .