عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

325

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

اوّلى نهاد ، سپس گفت : « چه كسى به مبارزه مىآيد ؟ » مردى بسوى او بيرون شد ، او را كشت و بر روى كشته‌شدگان ديگر نهاد ، سپس گفت : « چه كسى به مبارزه مىآيد ؟ » مردى بسوى او بيرون شد ، او را كشت و بر روى سه كشته ديگر نهاد ، سپس گفت : « اى مردم ، خداى - عزّ و جلّ - مىگويد : الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ « 17 » و اگر نخست به اين مبارزه فرا خوانده نمىشديم ، ما به آن آغاز نمىكرديم » سپس به جاى خود برگشت . » و در برخى از تاليفات اهل هند است كه : « با ستم پيروزيى ، و با پرخورى سلامتى ، و با تكبر ستايشى ، و با خدعه و غش راستيى ، و با بىادبى شرافتى ، و با اصرار و پافشارى [ در گناه ] عذرى ، و با حسد راحتى ، و با انتقام سيادتى نيست . » و ابو موسى به همراهان خود گفت : « بر دلهايتان حالت دليرى و جرأت بر دشمنانتان را بپوشانيد كه آن موجب پيروزى است ، و كينه‌ها را بسيار به ياد آوريد كه بر پا نهادن در صحنه جنگ بر مىانگيزد و فرمانبردارى را پيشه خود كنيد كه آن حصن ميدانهاى نبرد است . » و اكثم بن صيفى قومى را در جنگ با قومى ديگر كه قصد ايشان كرده بودند ، سفارش كرد كه : « از مخالفت با اميرانتان بكاهيد ، و بدانيد كه داد و فرياد در جنگ از موجبات شكست است ، و آدمى بناچار درمانده مىشود » و عايشه صداى تكبيرشان را در جنگ شنيد ، پس گفت : « در اينجا تكبير نگوييد كه تكبير بسيار در جنگ ، موجب شكست است . » و عمر - رحمه اللّه - به عمرو بن معدى كرب « 18 » گفت : « درباره جنگ مرا مطلع گردان » گفت : « جنگ چنان است كه شاعر گفته : [ از بحر كامل ]

--> ( 17 ) - سورة البقرة ( 2 ) آيهء 194 . ( 18 ) - او عمرو بن معدى كرب بن ربيعة بن عبد اللّه الزبيدى دلير يمن و داراى سوابق حمله‌هاست . در سال 21 ه در گذشت . ( الاصابة ، ت 5972 )