عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

292

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و براى او سراپرده‌هايى از خز زده شده بود ؛ سراپرده‌هايى كه يوسف بن عمر از يمن برايش فرستاده بوده است ، و همانند زر ناب مىدرخشد ، وى دنبال من فرستاد ، بر وى وارد شدم و همچنان بر پاى بودم ، تا سرانجام همچون بازپرس بسوى من نگريست ، گفتم : « اى امير مؤمنان ! خداى نعمتش را بر تو كامل گرداند ، و آن را با شكر او بر تو گوارا سازد ، و آن امر ( خلافتى ) را كه به تو تفويض كرده موجب راهبرى ، و سرانجام آن را موجب ستايش قرار دهاد ! ، پس تو مورد اطمينان مسلمانان ، و جايگاه آرامش ايشان واقع شدى درخواسته‌هايشان بسوى تو لابه مىكنند ، و در كارهايشان به تو ملتجى مىشوند ، و چيزى را براى اين مقامى كه يافته‌ام و لحظه نگريستن به چهره‌ات - كه خداى مرا بر آن منّت نهاد - ( چيزى را براى اين مقام ) برتر از توجّه دادنت به شكر نعمتهاى خداداده‌ات نمىبينم و در آن توجّه دادن چيزى را بليغتر از داستان گذشته‌اى دربارهء پادشاهى از پادشاهان عجم نمىيابم ؛ كه اگر امير مؤمنان اجازه دهد آن داستان را برايش بازگويم » هشام تكيه زده بود پس راست شد و نشست ، و گفت : « بگو اى پسر اهتم « 30 » » پس گفتم : « اى امير مؤمنان ! بدرستى كه پادشاهى از پادشاهان پيش از تو ، سالى همانند اين سال ما ، بسوى قصرهاى خورنق و سدير « 31 » بيرون شد ، و زمين آرايش خويش را گرفته بود ، و براى او ( نعمت ) سال جوانى ، و گسترش قلمرو شاهى ، و بسيارى مال فراهم آمده بود . روزى سر بر آورد ، و به اطرافش

--> ( 30 ) - او خالد بن صفوان الاهتمّ است . ( 31 ) - آن دو ، دو قصر معروف است ، و ابو الفرج اصفهانى ، از آن دو قصر در كتاب الاغانى ، ج 2 ، ص 140 ، چاپ دار الكتب سخن گفته و در كتاب المعرّب ، ص 126 است كه : « خورنق ، خرنگاه و آن ( در زبان فارسى ) محلّ شرب است ، آنگاه در زبان عرب به كار رفته و خورنق شده است ، و آن ساختمانى است كه نعمان براى برخى از خسروان بنا نهاد » و در صفحه 187 آن كتاب است كه سدير فارسى معرّب و اصل آن سادلى - يعنى سه قبّه تودرتو - بوده است ، و مردم آن را « سى دلى » مىنامند ، آنگاه معرّب شده است . [ در الالفاظ الفارسيّة المعرّبة سدلّى ضبط شده است . - م . ]