عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
289
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
است ، و آن باد ايشان را بر رو درمىانداخت . و كلمه « نخل » بر دو وجه مذكّر و مؤنث به كار مىرود ، گفته مىشود : « هذا نخل و هذه نخل » . خداى در اين آيه « منقعر » گفته ، و آن را بر وجه مذكّر به كار برده ، و گفتار خدا در سوره « الحاقه » : فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ « 18 » ، بر وجه تأنيث نخل است . ضمير « ها » در « فيها » به كلمه ريح بر مىگردد همان ريحى ( بادى ) كه ايشان را هلاك كرد . و گفتار خداى - تعالى - « اعجاز نخل » به معناى ريشههاى نخل است . و از جمله سخنانى كه در شعر ، در مثل چنين تشبيهى آمده - با وجود اختلاف مقايسه ميان آن شعر و قرآن ، و انحطاط رتبه آن شعر تا حدّ زشتى و نارسايى - گفتار امرؤ القيس است : [ از بحر سريع ] 824 حتّى تركناهم لدى معرك * أرجلهم كالخشب الشّائل « 19 » و شاعر ديگرى گفته است : [ از بحر بسيط ] 825 كأنّهم خشب بالقاع منجدل و يحيى بن خالد « 20 » تعبير قرآن را در شعرى به نظم آورده ؛ شعرى كه در هنگام نگونبختى برامكه ، براى هارون فرستاد ، پس در حالى كه هارون را مخاطب قرار داده ، و حال برامكه را بيان داشته ، گفته است : [ از بحر مجزوء كامل ] 826 عمّتهم لك سخطة * لم تبق منهم باقيه 827 فكانّهم ممّا بهم * أعجاز نخل خاويه پس هارون الرّشيد وى را با اين آيه پاسخ داد : ضرب اللّه مثلا قرية كانت آمنة
--> ( 18 ) - سورة الحاقه ( 69 ) آيهء 7 . ( 19 ) - ديوان امرئ القيس ، ص 121 ملاحظه شود . ( 20 ) - او يحيى بن خالد برمكى متوفّى به سال 190 ه است . ( وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 243 )