عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

251

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

مال ) براى خود نگاه نمىداشت ؛ برادرانش وى را بازداشتند ، و به زندانش در افكندند ، و از خوردن غذا مانعش شدند ، سپس وى را آزاد ساختند ، و دسته‌اى شتر به وى دادند ، زنى از طايفه هوازن نزدش آمد ، آن دسته شتر را به او بخشيد و گفت : [ از بحر طويل ] 691 لعمرى لقدما عضّنى الجوع عضّة * فآليت أن لا أمنع الدهر جائعا 692 فهل ما يرون اليوم الّا طبيعة * و كيف به تركى يا ابن أمّ الطبائعا « 12 » و چون اين حالت ( بذل و ايثار و تحمّل گرسنگى ) از شريف‌ترين ستايشهاى بيانى و ارزنده‌ترين وصفى است كه به زبان شعر مىآيد ( - ازاين‌رو ) نفى آن از كسى كه درباره‌اش سخن گفته مىشود ، از رساترين صفات نكوهش و عميق‌ترين درجات هجو و دشنام است ؛ همانند شعر اعشى دربارهء علقمة بن علاثه « 13 » : [ از بحر طويل ] 693 تبيتون فى المشتى ملاء بطونكم * و جاراتكم غرثى يبتن خمائصا « 14 » و مانند آن است گفتار شاعر ديگر : [ از بحر بسيط ] 694 و ضيف عمرو و عمرو ساهران معا * فذاك من كظّة و الضّيف من جوع « 15 » و اخطل با توجّه به زياده‌روى او در هجو و ذمّ گفته است : [ از بحر بسيط ]

--> ( 12 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در عيون الاخبار ، « و لا ما ترون الدهر » و در الاغانى ، ج 16 ، ص 190 « و ما ذا ترون اليوم » ضبط شده است . ( 13 ) - او علقمة بن علاثة العامرى است ، و ميان او و عامر بن الطفيل مفاخره‌اى برقرار بوده است ، ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 182 ) ( 14 ) - ديوان الاعشى ، ص 149 ، و عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 261 . ( 15 ) - در نسخه اصل و عيون الاخبار ، ج 3 ، ص 261 چنان است ، امّا در ديوان دعبل ، ص 170 ، و البخلاء بغدادى ، ص 72 چنين است : و ضيف عمرو و عمرو يسهران معا * عمرو لتخمته و الضيف للجوع