عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

240

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

665 و ترى الثّريّا فى السماء كانّها * بيضات أدحى يلحن بفدفد « 15 » و شعر در اين باب بسيار است ، و تو را كافى است آن قدر كه به سر منزل مقصودت برساند . تشبيه ديگرى در اين سوره : ( بيان ) گفتار خداى - عزّ و جلّ - : إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ . طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ « 16 » : ابن عبّاس گفته است : « اهل مكّه را كوههايى بود بدمنظره و چون وقتى به آنها مىنگريستند چشم‌اندازى زشت داشت آنها را رءوس الشياطين ( : سرهاى شيطانها ) مىناميدند ، پس خدا ميوه درخت زقّوم را به سبب زشتى منظره به آن كوهها تشبيه نمود ، و ممكن است آن تشبيه ، بر اين معنى حمل شود كه : اعراب هر چه را بزرگ مىشمردند ، شيطان مىناميدند ، و به شيطان تشبيه كردن آنها بر سبيل تخويف است و آن وجه نيكويى است . شاعر گفته است : [ از بحر رجز ] 666 ما ليلة الفقير الّا شيطان « 17 » « فقير » نام چاهى معروف است . امرؤ القيس شعرى سروده ، و از مردى ياد كرده : [ از بحر طويل ] 667 أ يقتلنى و المشرفىّ مضاجعى * و مسنونة زرق كانياب اغوال « 18 » غول به معناى شيطان است ، و مقصودش اين است كه آن نيزه‌ها از جهت ترس آفرينى همچون شيطانهاست . و چون خداى - تعالى - از درخت زقّوم ياد كرد ، مشركان دربارهء آن سخنهاى

--> ( 15 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان ، ص 33 « بيض بأدحى » ضبط شده است . ( 16 ) - سورة الصافات ( 37 ) آيهء 64 - 65 . ( 17 ) - لسان العرب ، ريشه « فقر » مصراع دوم آن بيت چنين است : « مجنونة تودى بروح الانسان » ( 18 ) - ديوان او ، ص 33 .