عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

232

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

مىكند ، و آيا كسى از شاعران پيش از او و بعد از او را مىدانى كه تشبيهى مانند تشبيه وى آورده باشد جايى كه مىگويد : [ از بحر طويل ] 639 ترى بين لحييها إذا ما ترغّمت * لغاما كبيت العنكبوت الممدّد « 164 » پس گفتم : « به خدا سوگند كسى را سراغ ندارم كه بر او پيشى گرفته ، و يا قبل از او به آن تشبيه اشاره كرده باشد » پس گفت : « آيا تازه‌تر و دلنشين‌تر از تشبيه شمّاخ « 165 » در مورد شترمرغى كه پرش ريخته و اثر آن باقى مانده مىشناسى ؟ جايى كه مىگويد : [ از بحر بسيط ] 640 كانّما منثنى أقماع ما مرطت * من العفاء بليتيها الثآليل « 166 » پس گفتم : « نه ، به خداى سوگند » پس متوجّه يحيى بن خالد شد ، و گفت : « آيا ثابت شد ؟ » گفت : « ثابت شد » گفت : « برايت بيفزايم » گفت : « و كدام خيرى است كه امير مؤمنان مرا نيفزوده است ؟ » گفت : « گفتار نابغه جغدى : [ از بحر طويل ] 641 رمى ضرع ناب فاستقلّ بطعنة * كحاشية البرد اليمانى المسهّم « 167 » سپس متوجّه فضل شد ، و گفت : « ثابت شد ؟ » گفت : « ثابت شد » گفت : « برايت بيفزايم ؟ » گفت : « بسته به نظر امير مؤمنان است » گفت : « گفتار اعرابى : [ از بحر طويل ] 642 بها ضرب اذناب العظاء كانّه * ملاعب ولدان تخطّ و تمصع

--> ( 164 ) - بجاى ( ترغّمت ) تزغّمت نيز روايت شده است . ( ديوان الحطيئة ، ص 49 ملاحظه شود ) ( 165 ) - او « معقل » يا « هيثم » است ، ابن سلّام وى را در طبقه سوم شاعران عصر جاهلى قرار داده است ، وى روزگار اسلام را دريافت ، و اسلام آورد و مسلمانيش نيكو بود ، و در زمان عثمان - رض - وفات يافت ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 222 ، الاغانى ، چاپ دار الكتب ، ج 9 ، ص 158 ، و الموشّح ، ص 94 ملاحظه شود . ( 166 ) - بجاى « اقماع ما مرطت » اقمام ما مرحت نيز روايت شده است . ( ديوان الشّماخ ، ص 80 ) ( 167 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 143 فاستمرّ ضبط شده است .