عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

214

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

كوچكى است كه به آن چسبيده است ، و عرب مىگويد : « آن ستاره به منزله گوسفندى است براى سعد الذابح كه آن راى ذبح مىكند ، و سجع‌پرداز عرب گفته است : « إذا طلع سعد الذابح حمى اهله النّابح و نفع أهله الرّائح و تصبح السّارح و ظهر فى الحىّ الأنافح » « 87 » مقصود ايشان ( از جمله حمى . . . النابح ) اين است كه سگ به سبب شدّت سرما ملازمت صاحبان خويش مىگيرد ، و هنگامى كه بامدادان سعد الذابح طلوع كند ، ستاره سهيل در سمت مغرب برآيد ، و شاعر رجز سرا گفته است : [ از بحر رجز ] 564 إذا سهيل مغرب الشّمس طلع * فابن اللّبون الحقّ و الحقّ جذع « 88 » و هنگام طلوع آن ، وقت معتدل زاييدن شتران است ، و طلوع آن هفده شب گذشته از ماه كانون الآخر است . ديگر ( از منزلهاى ماه ) سعدبلع « 89 » است ، و آن دو ستاره‌اى است كه مدار حركت آنها برابر است ، و يكى از آنها پنهان است كه « بلع » ناميده شده ، و گويى ستاره آشكار ستاره مخفى راى بلعيده و نورش راى گرفته است ، سجع‌پرداز عرب گفته است : « اذا طلع سعد بلع اقتحم الرّبع و لحق الهبع و صيد المرع و صار فى الارض لمع » « 90 » . المرع : نام پرنده‌اى است « 91 » ، و مفرد آن « مرعة » مىباشد ، و گويى آن مرغ در اين وقت مهاجرت مىكند ، و طلوع آن يك شب مانده از كانون الآخر است .

--> ( 87 ) - المخصّص ، ج 9 ، ص 16 ملاحظه شود . ( 88 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در لسان العرب ريشه « سهل » بجاى مغرب الشمس ، مطلع الشمس ضبط شده است . ( 89 ) - ابو يحيى گفته است : « عرب گمان برده كه آن ستاره هنگامى طلوع كرد كه خدا گفت : يا ارض ابلعى ماءك و يا سماء أقلعى ، لسان العرب ، ريشه « سعد » . ( 90 ) - المخصّص ، ج 9 ، ص 16 ملاحظه شود . ( 91 ) - مرع : پرنده‌اى است شبيه تذرو . ( لسان العرب ، ( مرع ) ) . - م .