عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

199

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

549 فدع عنك سعدى إنّما تسعف النّوى * قران الثريّا مرّة ثمّ تأفل « 28 » شاعر مىگويد : « تو در سال ، يك‌بار وى را زيارت مىكنى ؛ چنان كه ثريّا سالى يك‌بار به ماه نو در شب اول ، نزديك مىشود ، و آنگاه ناپديد مىگردد ، و دربارهء طلوع آن در بامدادان - پس از پنهان شدنش - كه در شدّت گرماست » ، سجع‌پرداز عرب مىگويد : « اذا طلع النّجم غديّة ابتغى الرّاعى شكيّة » مقصود وى اين است كه وقتى شبان براى چرا بيرون مىشود آب همراه خود مىبرد ، وباخيزترين اوقات سال نزد عرب ، ميان پنهان شدن و طلوع كردن ستاره ثريّاست ، و طبيب عرب گفته است : « اضمنوا لى ما بين مغيب الثريّا الى طلوعها و أضمن لكم سائر السّنة » و گفته مىشود : « ثريّا جز با آفتى در ميان مردم و شتران طلوع نكرده است و غروب آن از طلوعش بلاخيزتر است » . و امّا گفتار پيامبر ( ص ) : « إذا طلع النّجم لم يبق فى الارض من العاهة شىء الّا رفع » « 29 » پس بدرستى كه پيامبر از آن كلام ، آفت ميوه‌ها را اراده كرده است ؛ زيرا ثريّا در حالى در حجاز طلوع مىكند كه رنگ خرما تغيير يافته ، و از سلامت آن از آفت ، اطمينان حاصل شده و فروش خرما حلال شده است . و از جمله ستارگانى كه به ثريّا منسوب مىشود « الكفّان » است ، و به يكى از آن دو « الجذماء » گفته مىشود ، و آن پايين‌تر از « الشّرطان » است ، و در طرف راست آن ، ستاره « البقر » است ، و آن عبارت از ستارگان پراكنده‌اى است كه متّصل به ثريّاست ، و ستاره « عناق الارض » پايين‌تر از « بطين » است ، و آن ستاره‌اى درخشان است در بخشى از آسمان كه در آن جز دو ستاره نيست ، كه هرگاه عناق الارض را به آن دو متّصل كنى . به ستاره « النّسر الواقع » شبيه مىشود ، و ستاره ديگر موسوم به « الكفّ » همان ستاره « الخضيب » است ، و آن پنج ستاره نورانى در كهكشان و

--> ( 28 ) - ديوانى وى ، ج 2 ، ص 29 ، و لسان العرب ، ريشه « عدد » ملاحظه شود . ( 29 ) - در النهاية ابن الاثير ، ج 3 ، ص 324 آمده است : « نهى عن بيع الثّمار حتّى تذهب العاهة » .